<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دوربرگردون</title>
	<atom:link href="http://dorbargardoon.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://dorbargardoon.ir</link>
	<description>توهمات فانتزی یک به اصطلاح طنزنویس</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 11:22:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>انزوای خویشتن</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/29/%d8%a7%d9%86%d8%b2%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%aa%d9%86/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/29/%d8%a7%d9%86%d8%b2%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%aa%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 08:48:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انزوای خویشتن و اینا!]]></category>
		<category><![CDATA[تیریپ خود چس کردگی!]]></category>
		<category><![CDATA[غیرت اونا غیرته، غیرت ما توله سگه؟!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4544</guid>
		<description><![CDATA[یه شعری بود در مورد انزوای خویشتن و اینها، الان یادم نمیاد و حوصله سرچ کردنش رو هم ندارم. هر چی که هست الان حس م توی همون حال و هوای انزوای خویشتن ه. یه جورایی&#8230; اممممممممم&#8230; نمی دونم. یه حس مزخرفی ه. توضیحش سخته! وایسید! این روزها که فیسبوک رو دی اکتیو کردم و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">یه شعری بود در مورد انزوای خویشتن و اینها، الان یادم نمیاد و حوصله سرچ کردنش رو هم ندارم. هر چی که هست الان حس م توی همون حال و هوای انزوای خویشتن ه. یه جورایی&#8230; اممممممممم&#8230; نمی دونم. یه حس مزخرفی ه. توضیحش سخته! وایسید!</p>
<p dir="RTL">این روزها که فیسبوک رو دی اکتیو کردم و دیگه توی یاهو مسنجر آن نمیشم و دیگه توی جی تاک نیستم و یا اگر باشم جواب هیچکس رو نمیدم و وبلاگ رو به امون خدا ول کردم و جواب کامنت ها رو هم نمیدم و گوشیم هم واسم بی اهمیت ترین وسیله زندگی م شده و اگر مجبور نباشم، جواب اس ام اس ها رو هم نمیدم و دیگه نه به کسی زنگ می زنم و نه با کسی قرار حضوری میذارم، متوجه شدم که در مرحله ی انزوای خویشتن م.</p>
<p dir="RTL">هفته ی پیش به بچه ها گفتم هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه. نه اس ام اس خنده داری که یهو به گوشی م سند شه و نه آهنگ های خوبی که این مدت شنیدم و نه هیچ شعر و داستان و کتاب و وبلاگ و متن و مقاله ای که خوندم و نه مسخره بازی هایی که توی جی تاک با استاتوس های هم داشتیم و نه گودر رو با تمام یخ بودنش، بالا پایین کردن و نه گشتن توی فیسبوک و سرک کشیدن به مغز استخون زندگی شخصی دوستان&#8230; و نه حتی عاشقی! هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه. یه جورایی انگار کلا حس و قدرت حامسه(!) م رو از دست دادم. منی که عهد کرده بودم که به دلم و خودم و ذهنم و روحم و قلبم و احساسم و&#8230; یه مدت استراحت بدم، حتی با فشار و تهدیدِ و زوری که خودم روی خودم گذاشتم هم احساسم راه نیفتاد. یه موجودِ سفت و سخت و سنگ و زمخت و تلخ و تفلون(!) و نچسب و بی مزه و دپ و پریود و گیج و منگ و پرت و درب و داغونم که به معنی واقعی کلمه، حالم داره از خودم به هم می خوره.</p>
<p dir="RTL">این هفته میخواستم کلا فاز خودم رو هم عوض کنم و برم توی کارهای فرهیخته و روشنفکری، ولی هیچ شوق و ذوق و انرژی ای همراهی م نکرد تا مثلا توی وبلاگ، در نقد اینکه چرا دیشب فیلم سینمایی چپ دست با تمام بخش های ساز و آواز و رقص و بزن و بکوب هاش پخش میشه اما گلچینِ ویژه برنامه ی روز مادر برنامه مون (روز از نو) که از خودِ تلویزیون، زنده پخش شده، مجوزِ پخش نمیگیره، بنویسم!</p>
<p dir="RTL">این حس و حال و شرایط و روزها رو دوست ندارم. امروز با دو نفر از دوستای قدیمی قرار حضوری گذاشتم، اس ام اس بازی های الکی رو هم شروع کردم و این تیکه ی &#8220;چیزِ شما چیزه، چیز ما توله سگه!&#8221; که همون دیالوگ معروف شهاب حسینی توی جدایی نادره و الان توی توییتر خیلی مُد شده رو هی به اشکال مختلف به ملت اس ام اس می کنم و دوباره میخوام جی تاک رو نصب کنم؛ اما&#8230; با این حال تا این مهدی، همون مهدی همیشگی بشه زمان زیادی لازمه.</p>
<p dir="RTL">خدا لعنت کنه باعث و بانی ش رو که هیچوقت نگذشتم و نبخشیدم و نمی بخشمش! ایشالا خدا هم ازش نگذره و نبخشه. الهی آمین!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۱ :</strong> امروز اومدم دفتر که برای رادیو گردون صدای خودم رو ضبط و پخش کنم، ولی نه حسش رو داشتم و نه وقتشو! رادیوگردون با صدای خودم بمونه واسه روزی که صدام رنگ داشته باشه.</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۲ :</strong> لینک دانلود بخش های مختلف برنامه رو توی یوتیوب گذاشتم اما چون فیلتره، برداشتم. توی وب خودم هم چون حجمش زیاد بود نتونستم آپلود کنم، به همین خاطر به مرور توی سایت آپارات اپلود می کنم و توی این ستون سمت راست وبلاگ می ذارم تا از اونجا ببینید یا دانلود کنید.</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۳ :</strong> به اون وعده ی ترسناک&#8230; البته چرا ترسناک؟! به اون وعده ی باورنکردنی ش دارم نزدیک میشم. کمی استرس پیدا کردم. واقعی شدن و عملی شدنش کمی ترسناکه اما جذابیتش بر ترسش غلبه داره! همچنان منتظرم&#8230;</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۴ :</strong> دارم میزنم توی خط داستان های کارآگاهی و جنایی! تیریپ دادگاه و قتل و اعدام و دعوا و اینها! مخصوصا وقتی اون روز واقعا زنگ زد و مثلاً تهدید کرد، شبش توی داستانم توی بخش دادگاهش ثبت کردم که &#8220;از این به بعد همه مسئولیت های حفظ جونِ من بر عهده ی دادگاهه! اگه یه تار مو از من کم بشه تقصیر این آقائه!&#8221; و با دست نشونش دادم! <img src='http://dorbargardoon.ir/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>9 ژانویه, 2009 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/10/20/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84/" title="من باب حواشی امتحانات امسال">من باب حواشی امتحانات امسال</a> (0)</li><li>15 آگوست, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/05/24/%d9%84%d8%b9%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%db%8c/" title="لعنت به رسانه ی میلی">لعنت به رسانه ی میلی</a> (38)</li><li>18 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/30/%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b3/" title="کاتب استاتوس">کاتب استاتوس</a> (2)</li><li>6 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/17/%d8%a7%d8%b9%d9%88%d8%b0-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%85/" title="اعوذ بالله من الشیطان الرجیم">اعوذ بالله من الشیطان الرجیم</a> (34)</li><li>25 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/06/%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%af-10/" title="در عید اتفاق می افتد &#8211; 10">در عید اتفاق می افتد &#8211; 10</a> (1)</li></ul>
				<div>
					<h4>22 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>ساناز:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/29/%d8%a7%d9%86%d8%b2%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%aa%d9%86/comment-page-1/#comment-11219">۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							سلام قسمت تگ خيلي جالب بود! مخصوصا جمله" غيرته اونا غيرته غيرته ما توله سگه"بسيار بسيار جمله فخيمانه وبجايي بود!!!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4544">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4544">21 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/29/%d8%a7%d9%86%d8%b2%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانلود برنامه روز از نو؛ ویژه برنامه ی روز مادر</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/26/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%9b-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b1/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/26/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%9b-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 00:23:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه روز از نو]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود برنامه روز از نو]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود روز مادر]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود ویژه برنامه روز از نو روز مادر]]></category>
		<category><![CDATA[روز از نو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه برنامه روز مادر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4500</guid>
		<description><![CDATA[مشاهده و دانلود ویدئوهای ویژه برنامه روز مادر &#8220;روز از نو&#8221; در شبکه یوتیوب! ارتباط تصویری با دختر خانم محمدی در خارج از کشور http://www.youtube.com/watch?v=GffrpCzudKI&#38;feature=youtu.be &#8230; گیتار زدن و خوانندگی سهیل محزون برای روز مادر http://www.youtube.com/watch?v=6kOg2RqrsPo&#38;feature=youtu.be &#8230; نامه تصویری مجریان برنامه روز از نو برای ویژه برنامه روز مادر http://youtu.be/c0rOF5tGc84 &#8230; خانم رستمی (مجری برنامه) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">مشاهده و دانلود ویدئوهای ویژه برنامه روز مادر &#8220;روز از نو&#8221; در شبکه یوتیوب!</p>
<p dir="RTL">ارتباط تصویری با دختر خانم محمدی در خارج از کشور</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=GffrpCzudKI&amp;feature=youtu.be">http://www.youtube.com/watch?v=GffrpCzudKI&amp;feature=youtu.be</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">گیتار زدن و خوانندگی سهیل محزون برای روز مادر</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=6kOg2RqrsPo&amp;feature=youtu.be">http://www.youtube.com/watch?v=6kOg2RqrsPo&amp;feature=youtu.be</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">نامه تصویری مجریان برنامه روز از نو برای ویژه برنامه روز مادر</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/c0rOF5tGc84">http://youtu.be/c0rOF5tGc84</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">خانم رستمی (مجری برنامه) و مادرش در بیمارستان</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/LRLMNvtlxXk">http://youtu.be/LRLMNvtlxXk</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">غافلگیری مجری برنامه روی آنتن زنده ویژه برنامه روز مادر روز از نو</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/B3uRSgmE7uQ">http://youtu.be/B3uRSgmE7uQ</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">کلیپ تصویری سراسیمه سلام؛ ویژه حضرت زهرا(س) در برنامه روز از نو</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/s8fEQn7Lg6s">http://youtu.be/s8fEQn7Lg6s</a></p>
<p dir="RTL">..</p>
<p dir="RTL">تیتراژ ویژه برنامه روز از نو روز مادر، کلیپ تصویری ستاره زد سلام کن با صدای فرمان فتحعلیان</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/-HpCkFRurYc">http://youtu.be/-HpCkFRurYc</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">دو گزارش از آسایشگاه سالمندان کهریزک؛ از خانم نرگس فتحی</p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/ueqN7rCziBw">http://youtu.be/ueqN7rCziBw</a></p>
<p dir="RTL"><a href="http://youtu.be/lJFQgb-12D0">http://youtu.be/lJFQgb-12D0</a></p>
<p dir="RTL">
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>8 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/19/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/" title="چهار پاره از دوربرگردون">چهار پاره از دوربرگردون</a> (22)</li><li>4 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/16/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86-2/" title="خبرخان-2">خبرخان-2</a> (15)</li><li>2 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/14/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86-1/" title="خبرخان-1">خبرخان-1</a> (40)</li></ul>
				<div>
					<h4>16 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>بهاره همیشه بهار:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/26/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%9b-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b1/comment-page-1/#comment-11196">۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							سلام دانلود نمیشه انگار فیلتر اصلا یه حالیه
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4500">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4500">15 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/26/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%9b-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میم مثل تو!</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/23/%d9%85%db%8c%d9%85-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/23/%d9%85%db%8c%d9%85-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 20:31:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه های آرام]]></category>
		<category><![CDATA[برای بهترین مامان دنیا]]></category>
		<category><![CDATA[روز مادر]]></category>
		<category><![CDATA[میم مثل مامان!]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه برنامه روز مادر روز از نو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4434</guid>
		<description><![CDATA[پیش نوشت: برنامه ی روزمادرِ فردا صبح شبکه دو سیما، برنامه روز از نو (ساعت ۷ تا ۹ صبح) را به هیچ وجه از دست ندهید. به لطف گوشه چشمِ حضرت زهرا(س)، یکی از بهترین برنامه های روز مادری خواهد شد که تا به حال دیده اید؛ البته اگر خدا بخواهد و بنده هایش! &#8230; سلام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><strong>پیش نوشت:</strong> <span style="color: #993300">برنامه ی روزمادرِ فردا صبح شبکه دو سیما، برنامه <strong>روز از نو</strong> (ساعت ۷ تا ۹ صبح) را به هیچ وجه از دست ندهید. به لطف گوشه چشمِ حضرت زهرا(س)، یکی از بهترین برنامه های روز مادری خواهد شد که تا به حال دیده اید؛ البته اگر خدا بخواهد و بنده هایش!</span></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL"><strong>سلام مامان!</strong><br />
پنجشنبه که همه مجری های برنامه برای مامان هاشون نامه نوشته بودن و داشتن می خوندن، منم همینجوری توی دلم، همزمان که بغضم رو قورت می دادم، این نامه رو کلمه به کلمه توی ذهنم می نوشتم. اگر تلخه بذار به حسابِ زخم های دلم. راستش، مثل بقیه، همین اول کار بگم که این نامه صرفا جهت معذرت خواهی نوشته شده. معذرت خواستن بابت تمام اذیت هایی که بیست و چهار سال برات داشتم، بالاخص این اذیت های یکسال گذشته م که&#8230;</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff"><strong>.</strong></span></p>
<p dir="RTL"><strong>مامان جون</strong><br />
می دونم که خدا نمیبخشه کسانی که اشک ت رو درآوردن ولی تو ببخش؛ اونقدر مهربون هستی که ببخشی&#8230; می دونم اما من ویژه ازت میخوام که ببخشی. دوست ندارم آه و نفرین ت پشت سر کسی باشه. خیانت کرد، بد کرد، هر چی که بود، ببخش! آهِ مادر، زندگی دو نفر رو میتونه به آتیش بکشه مامان؛ نذار آهِ تو زندگی شونو بسوزونه، زندگی اونا، همینجوری ش سوخته مامان.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff"><strong>.</strong></span></p>
<p dir="RTL"><strong>مامان مهربونم</strong><br />
تو مهربون ترین مامان دنیایی؛ می دونی چرا؟ چون فکر نکنم هیچکس اندازه من مامانشو اذیت کرده باشه. اصلا پسربچه ای که از همون روزهای اول، اشک مامانش رو دربیاره، به درد لای جرز دیوار میخوره. آخه هنوزم وقتی خاطره های روزهایی که داداش وحید رو توی بیمارستان تنها گذاشتن و فوت کرد، و دو سال بعدش، دوباره &#8220;من&#8221; و &#8220;تو&#8221; و &#8220;بیمارستان&#8221; تنها بودیم و اشک هایی که از چشم هات می ریزن رو یادم میاد، راه نفسم تنگ میشه. وقتی از دو سالگی و سینه پهلویی که باعث قطع امیدِ تمام دکترهای شهر شد و پیرزنی که مثل یه فرشته با یه روغن نفسمو برگردوند رو تعریف میکنی، تازه میفهمم چقدر سختی کشیدی. وقتی یاد سنگ کلیه و عمل جراحی سال ۸۱ و اشکی که موقع گرفتن جواب آزمایش ها توی اتوبوس ریختی میفتم، از خودم خجالت میکشم. آخه یه بچه چقدر میتونه مامانشو اذیت کنه&#8230;</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL"><strong>مامانِ خوبم</strong><br />
می دونم خیلی اذیتت کردم و خیلی جاها حرفت رو گوش نکردم، می دونم وقتی هر شب تا ساعت ۲ و ۳ بیدار میمونی تا من بیام و اومدنم رو ببینی و بعد بخوابی، می دونم سادگی ها و بچه گی هام هنوز باعث رنجش ت میشن، اما به حرمت این روزها، همه شون رو ببخش. قبل از اینکه من بخوام بخشیدی ها؛ وقتی هنوز سرم رو میذارم توی بغلت و دلِ شکسته م از تمام دنیا رو توی بغلت خالی میکنم، دستهای مهربونت که موهامو نوازش میکنه، ثابت میکنه که منو بخشیدی. وقتی یکشنبه توی ماشین، با دلسوزیِ و مهربونی، ازم میخوای دیگه به هیچکس توی این دنیای بی رحم اعتماد نکنم، یعنی منو بخشیدی.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL"><strong>مامان مرضیه</strong><br />
خیلی دوستت دارم. خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی. پیارسال وقتی حالت بد شد رو یادت میاد؟ مثل دیوونه ها عرض شهر رو با ماشین اومدم و وقتی دیدم حالت خوب نیست، با بابا بردیم بیمارستان و دعوام با دکتر رو یادت هست؟ گریه هام وسط بیمارستان و خانومی که دیگه نتونست تحمل کنه و اجازه داد بیام داخل اتاقت رو یادت هست؟ اون یک شبی که خونه نبودی و از بغض، یک هفته صدام گرفته بود رو یادت هست؟ مامان خیلی دوستت دارم، خیلی بیشتر از بقیه بچه ها؛ بذار بهم بگن بچه ننه! بذار بهم بگن هنوز بزرگ نشده و دهنش بوی شیر میده! بذار بگن سوسول و مامانی! بذار هر چی میخوان بگن&#8230; اما من دیوونه وار دوستت دارم مامان&#8230;</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL"><strong>مامان جان</strong><br />
فقط یه خواهش؛ واسم خیلی دعا کن. امسال بدجور به دعات محتاجم. دعای تو که پشت سرم باشه، دلم قرص میشه برای زندگی&#8230; برای انتخاب رشته ی تحصیلی&#8230; برای کار&#8230; برای ازدواج&#8230; برای همه ی زندگی؛ تو که هوامو داشته باشی، تو که پیش خدا وساطتم رو میکنی برای بخشش، تو که از خدا خوشبختی م رو بخوای، دلم آروم میشه. آروم میشه و مطمئن میشم که خدا سیاهی دلم رو، به حرمت پاکی دلت، پاک میکنه. پس دعام کن مامان&#8230; دعا کن عاقبت این جوونیِ پر از بالا و پایین و امتحان و سختی و عاشقی و غصه و دلتنگی م، به خیر باشه. باشه مامان؟!<br />
روز ت عاشقانه مبارک&#8230; <img src='http://dorbargardoon.ir/wp-includes/images/smilies/kiss.gif' alt=':*' class='wp-smiley' /> </p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت:</strong> <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/20/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF/" target="_blank">مردها هم مادر می شوند&#8230;</a></p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>4 جولای, 2007 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1386/04/13/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/" title="روز مادر">روز مادر</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>47 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>سمیرا صحرانورد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/23/%d9%85%db%8c%d9%85-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88/comment-page-1/#comment-11147">۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							چقدر صمیمی نوشتی مهدی 
روز همه ی مامان ها مبارک باشه
بودنشون یه نعمته همیشه سایه مامانت رو سرت باشه ایشالله :)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4434">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4434">46 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/23/%d9%85%db%8c%d9%85-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>47</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رادیوگردون &#8211; ۱</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/22/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-1/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/22/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 12:23:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیوگردون]]></category>
		<category><![CDATA[قسمت اول]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4418</guid>
		<description><![CDATA[بعد از پخش آزمایشیِ رادیوگردون که هفته گذشته با ترانه زیبا و شنیدنیِ معجزه از رضا صادقی، آغاز شد، این هفته رسما این رادیو را افتتاح می کنم. در اولین قسمت از رادیوگردون، به علت گرفتگیِ صدای خودم، از صدای خودم استفاده نشد، و به همین علت، از هنرمندان خوبِ کشور، مثل فرشید منافی، وحید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از پخش آزمایشیِ رادیوگردون که هفته گذشته با ترانه زیبا و شنیدنیِ معجزه از رضا صادقی، آغاز شد، این هفته رسما این رادیو را افتتاح می کنم. در اولین قسمت از رادیوگردون، به علت گرفتگیِ صدای خودم، از صدای خودم استفاده نشد، و به همین علت، از هنرمندان خوبِ کشور، مثل <strong>فرشید منافی</strong>، <strong>وحید جلیلوند</strong>، <strong>محمود فرجامی</strong> و <strong>حامدجوادزادهِ</strong> نازنین درخواست کردم که در این رادیو با من همکاری کنند که همه استقبال کردند و این شد که اولین برنامه، با صدای این عزیزان و ترانه های رضا صادقی و محمدعلیزاده و سامان جلیلی(!)، خدمت شما تقدیم می شود.</p>
<p><strong>دانلود کنید، بشنوید، لذت ببرید و نظرات خود را در همین پست بنویسید&#8230;</strong></p>
<p>قسمت اول:  <a href="http://dorbargardoon.ir/files/2012/05/Radio-Gardoon-1.mp3">Radio Gardoon 1</a></p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>5 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/16/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87/" title="رادیو گردون &#8211; پیش شماره">رادیو گردون &#8211; پیش شماره</a> (25)</li></ul>
				<div>
					<h4>24 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>ملیکا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/22/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-1/comment-page-1/#comment-11129">۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							):  چرا صدات گرفته؟؟ ):
ای جونم رادیو پس فردا
اینا رو جمع کرده بودی از برنامه های مختلف یا واقعنی جدید جدیده؟؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4418">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4418">23 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/22/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>24</slash:comments>
<enclosure url="http://dorbargardoon.bloghaa.com/files/2012/05/Radio-Gardoon-1.mp3" length="0" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>مردها هم مادر می شوند&#8230;</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/20/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/20/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:25:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[یادش بخیر پارسال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4394</guid>
		<description><![CDATA[وقتی عاشقش هستی، وقتی با تمام وجود دوستش داری تو هم مثل مادر، دیگر فقط برای خودت نیستی، بخشی از وجودت شده و دیگر آرامش برایت معنا ندارد؛ همیشه نگرانی و دلشوره اش را داری که مبادا اتفاقی برایش بیفتد؛ مردها هم مادر می شوند، وقتی عاشق می شوند! م.صاد &#8211; خرداد ۹۰ چند نوشتۀ تصادفی12 جولای, [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی عاشقش هستی، وقتی با تمام وجود دوستش داری تو هم مثل مادر، دیگر فقط برای خودت نیستی، بخشی از وجودت شده و دیگر آرامش برایت معنا ندارد؛ همیشه نگرانی و دلشوره اش را داری که مبادا اتفاقی برایش بیفتد؛ مردها هم مادر می شوند، وقتی عاشق می شوند!</p>
<p style="text-align: left"><strong>م.صاد &#8211; خرداد ۹۰</strong></p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>31 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/12/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%87%d9%87/" title="دوباره بداهه!">دوباره بداهه!</a> (17)</li><li>3 دسامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/09/12/%d9%85%d8%a7-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%db%8c%d9%85-%da%86%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/" title="ما وقتی ازان را می شنویم چکار می کنیم؟!">ما وقتی ازان را می شنویم چکار می کنیم؟!</a> (10)</li><li>24 مارس, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/01/04/%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/" title="یه روز خوب میاد">یه روز خوب میاد</a> (0)</li><li>30 ژانویه, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/11/10/%d8%ad%db%8c%d9%81/" title="حیف&#8230;">حیف&#8230;</a> (0)</li><li>23 آوریل, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/02/03/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%86%d9%88%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%d8%af/" title="مراسم روز معمار دانشگاه پیام نور پرند">مراسم روز معمار دانشگاه پیام نور پرند</a> (2)</li></ul>
				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>پرسپولیسی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/20/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af/comment-page-1/#comment-11126">۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							باوجود اینکه خیلی وقت نیست میام وبتون ولی این پستتون رو قبلا هم خونده بودم:)

واقعا یادش بخیر
؛)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4394">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4394">1 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/20/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چهار پاره از دوربرگردون</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/19/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/19/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 07:09:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه روز از نو]]></category>
		<category><![CDATA[تگ نوشتن هم واسه خودش داستانیه ها!]]></category>
		<category><![CDATA[در راستای بخش دوم، به جان خودم تگ ها رو هم خودِ خدا داره می نویسه! من کاره ای نیستم!]]></category>
		<category><![CDATA[در راستای پست قبل، همچنان اعوذ بالله من الشیطان الرجیم]]></category>
		<category><![CDATA[روز از نو]]></category>
		<category><![CDATA[یادم باشه در مورد معایب گوگل و فیسبوک دو تا پست جدا بنویسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4371</guid>
		<description><![CDATA[۱ &#8211; حس می کنم نوک قلمم در حال خشکیدنه! به طرز عجیبی چند روزه هیچی ننوشتم و به جاش تا دلتون بخواد؛ توی ذهنم، چند تا فیلم کوتاه و فیلم سینمایی و رمان و شعر و برنامه رادیویی و برنامه تلویزیونی و حتی مستند رو نوشتم و تحلیل کردم و نقد کردم و قس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">۱ &#8211; حس می کنم نوک قلمم در حال خشکیدنه! به طرز عجیبی چند روزه هیچی ننوشتم و به جاش تا دلتون بخواد؛ توی ذهنم، چند تا فیلم کوتاه و فیلم سینمایی و رمان و شعر و برنامه رادیویی و برنامه تلویزیونی و حتی مستند رو نوشتم و تحلیل کردم و نقد کردم و قس علی هذا! ولی خب متاسفانه نمود بیرونی نداشته  و همه ی اینها، در دلم و ذهنم اتفاق افتاد و نوکِ این قلم، خشک باقی موند!</p>
<p dir="RTL">در همین راستا و بر همین اساس، این پست شاید طولانی تر از پستهای قبل باشه و صرفا جهت گرم کردن موتور نوشتن برای شنبه؛ خب می پرسید شنبه چه خبره؟ باید بگم که نه می تونم بگم و نه می خوام بگم و نه میشه که بگم! فقط باید بگم یه سورپرایز ویژه داریم، هم برای مجری ها، هم مخاطب ها و هم مدیران و هم&#8230; همه دیگه! هر کسی که به نوعی با برنامه در ارتباطه! داستان رو هم لو نمیدم تا روز شنبه خودتون روی آنتن ببینید.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">۲ – قاعدتا با توجه به اتفاقات ناگوار و مزخرفی که روز تولدم افتاد، الان باید خیلی درب و داغون تر باشم اما شدیدن این یکی دو روز گذشته حالم خوبه و دلم رو به راهه و روحم سبکه. فقط یه مجموعه مدح و تقدیر از حسین علیزاده آماده کردم برای تولید آلبوم موسیقی زیرتیغ که موسیقی متن زیرتیغ و یک سری آهنگ دیگه رو در یک پکیج جمع کرده بود که واقعا آدم رو دیوونه می کنه. و من چقدر دیوونه شدم این چند روز و چقدر سبک شدم و چقدر خوب شدم و چقدر شهر، دوباره اردی بهشتی شد.</p>
<p dir="RTL">در همین راستا و بر همین اساس، سعی می کنم نمود این خوب بودن و خوب شدن رو هم به جامعه جهانی بروز بدم اما وقت نمی کنم خب! باورتون نمیشه اما طی ۷۲ ساعت گذشته کلهم اجمعین، شاید ۲ تا ۴ ساعت خوابیدم و یه جورایی مرده ی متحرک م. امروز رسما هوشیاری م زیر صفر بود و مثل یک آدم مست از دفتر تا خونه رانندگی کردم و واقعا به قول احمدی نژاد می تونم بگم امام زمان منو رسوند خونه مون!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">۳ – همونطور که قبلا وعده داده بودم، فردا روز کنکور ارشده و قرار بود به خاطر اون فرشته ای که قراره توی دانشگاه آزاد تهران مرکز سال ۹۱ رشته علوم ارتباطات قبول شه و بیاد منو بگیره، برم کنکور بدم که با توجه به منتفی شدنِ قضایای اون فرشته، هیچی نخوندم و همینجوری محض حلال شدن اون ۵۰ هزار تومنی که خرج کردم، میرم امتحان میدم، تا ببینیم خدا چی می خواد!</p>
<p dir="RTL">در همین راستا و بر همین اساس، از اونجایی که بنده استادِ قبول شدن های همینجوری دورهمی م، یهو زد و دیدید قبول شدم و چند ماه دیگه خبر قبولی کنکور ارشدم رو دادم و اینها؛ توی این مملکت هیچی بعید نیست! فقط اگر اون روز این خبر رو دادم، داستان اون فرشته هه رو پیگیری نکنید که فرشته ای که اون موقع کنارمه، ناراحت میشه!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">۴ – در راستای بخش انتهاییِ پست بالا؛ دوباره به ذات مقدسِ خودم که نوشتن توهمات فانتزیِ یک به اصطلاح طنزنویس ه برمی گردم و توهماتی از خودم در خواهم کرد که کمی گمراه تون خواهد کرد. از الان دارم میگم که پس فردا حتی اگر خبر ازدواج و بچه دار شدن هم نوشتم، باور نکنید! همه ی نوشته ها توهمات فانتزی ای بیش نیستند، برای بهتر زندگی کردن.</p>
<p dir="RTL">در همین راستا و بر همین اساس، باید بگم که یاد یه مصاحبه ی فرهاد آییش <span style="color: #808080">(یا بهروز بقایی، دقیقا یادم نیست کدومشون)</span> افتادم که میگفت من یه زن واقعی دارم و یه زن مجازی! با زن واقعی م زندگی می کنم و زن مجازی م هم ایده آل ها رو تجربه می کنم. <span style="color: #808080">(نقل به مضمون)(یعنی عیناً عبارات واسه ایشون نیست. من کلیت رو عرض کردم)</span> واسه همین دارم یه فرشته ی نازنینِ کوچولوی دوست داشتنی&#8230; <span style="color: #808080">(البته این توصیفات رو واسه بچه ی تازه به دنیا اومده استفاده می کنن اما من واسه اون معشوقه ی خیالی استفاده می کنم تا ببینم کی چی میخواد بگه؟!)</span></p>
<p dir="RTL">کجا بودیم؟! آها! در حال طراحی فرشته ی نازنینِ کوچولوی دوست داشتنی زندگی م توی ذهنم هستم تا عاشقانه ترین ها رو کنارش تجربه کنم. مسلما بهتر از اینه که برم سراغ زندگی واقعی ای که به یه اس ام اس بند ه! <img src='http://dorbargardoon.ir/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">۵ – امروز توی دفتر اتفاقاتی افتاد که من چندین بار تا مرز گریه رفتم اما از اونجایی که اشک هام مقدس تر از این هستن که غریبه ها ببیننشون، گریه نکردم. اما عوضش تا دلتون بخواد توی مسیر با حسین علیزاده با هم زار زدیم ها! اصن یه وعضی! کلا فضا، فضای مادر و حجم دوست داشتن مادر و خوبیِ مادر و بهشتِ زیر پای مادر و کلا نفس وجودیِ مادر بود که در ۶ باکس مختلف تکرار شد و پدر گلویِ پر از بغض ما رو درآورد.</p>
<p dir="RTL">در همین راستا و بر همین اساس، ما که نه مجری تلویزیون یم که بخوایم پیام تصویری بدیم، نه مجری رادیو که پیام صوتی بدیم&#8230; یه نامه ی مفصل و خوشگل و پر از حالِ خوب رو برای یگانه مادرم آماده کرده و دارم می نویسم که کلا دنیای نامه نگاری بین مادر و فرزندی رو متحول میکنه! فقط همینجوری هنوز نامه رو ننوشته خواستم پز بدم که&#8230; که نداشت البته! همین جا تموم میشه!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۱ :</strong> عقده های چند روز ننوشتن رو امروز در یک متن هزار کلمه ای که در کمتر از نیم ساعت نوشته شد، درآوردم. شدیدا احساس سبکی می کنم و حال م بهتر از قبل ه.<br />
به همین علت، از همین تریبون خدا رو به خاطر آفرینش واژه ها شکر می کنیم!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۲ :</strong> دوستان مجازی؛ تا اطلاع ثانوی، از محیط ضاله ی فیسبوک دوری می کنم و همچنان پروفایلم رو غیرفعال نگه می دارم تا&#8230; روزی که بتونم از فیسبوک گردی لذت ببرم.<br />
ضمن اینکه از اونجایی که با گوشی به جی تاک وصل هستم، از جواب دادن به اکثر پی ام ها معذورم.</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۳ :</strong> رادیوگردون با کمی پیشرفت، جمعه شماره دوم خود را تجربه خواهد کرد. هنوز خیلی راه دارد برای حرفه ای شدن، انتظارات را کمی پایین بیاورید!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۴ :</strong> دیگه سرم داره رسما گیج میره و شدیدا درد می کنه. قبل از اینکه از حال برم، این مطلب رو ارسال می کنم تا کور شود هر آنکه نتوان دید! (واقعا چرا؟!)</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>15 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/26/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%9b-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b1/" title="دانلود برنامه روز از نو؛ ویژه برنامه ی روز مادر">دانلود برنامه روز از نو؛ ویژه برنامه ی روز مادر</a> (16)</li><li>4 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/16/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86-2/" title="خبرخان-2">خبرخان-2</a> (15)</li><li>2 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/14/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86-1/" title="خبرخان-1">خبرخان-1</a> (40)</li></ul>
				<div>
					<h4>22 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>مریم....:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/19/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/comment-page-1/#comment-11105">۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							سلام...اگه تو با رسیدن روز کنکور ارشد خوشحال نشدی ...باید در همین راستا به عرضت برسونم که من خیلی خوشحالم چونکه بعد از 8ماه صبح زود بیدار شدن {ساعت 5:30}این هفته راحت می خوابم چون به خاطر کنکور شما ما تعطیل هستیم..و از تو وهمه ی کسایی که ارشد دارن تشکر میکنم....

راستی کدام دانشگاه کنکور داری...
اگه دوس داری قبول بشی بگو برات دعا کنم....{شکلک نیایش}
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4371">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4371">21 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/19/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/17/%d8%a7%d8%b9%d9%88%d8%b0-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%85/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/17/%d8%a7%d8%b9%d9%88%d8%b0-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 May 2012 08:07:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[اعوذ بالله من الشیطان الرجیم]]></category>
		<category><![CDATA[تگ کن مرا؛ تگ کردن تو خوب است!]]></category>
		<category><![CDATA[پناه می برم به تو، ای خدا... برای رها شدن از شرِ شیطان رانده شده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4325</guid>
		<description><![CDATA[قسمت آخر سریال او یک فرشته بود یادتون هست؟! همونجایی که حسن جوهرچی بعد از کلی اتفاقات و جنجال ها و ماجراها و داستان ها، میره پای نماز؛ و توبه و دعا و استغفار میکنه و اون آقای سرابی (که به عنوان شیطان، هم اون بهاره افشاری بود و هم آقای سرابی بود) آخرین تلاش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">قسمت آخر سریال او یک فرشته بود یادتون هست؟! همونجایی که حسن جوهرچی بعد از کلی اتفاقات و جنجال ها و ماجراها و داستان ها، میره پای نماز؛ و توبه و دعا و استغفار میکنه و اون آقای سرابی <span style="color: #888888">(که به عنوان شیطان، هم اون بهاره افشاری بود و هم آقای سرابی بود)</span> آخرین تلاش هاش رو می کنه برای گمراهیِ حسن جوهرچی، که در نهایت با یک نور سبز و ذکر چند دعا و توبه، داستانِ پر از تلخی و سیاهیِ &#8220;او یک فرشته بود&#8221; تموم شد.</p>
<p dir="RTL">در همین راستا، قسمت آخر سریال اغما رو هم یادتون هست؟! همونجایی که طه پژوهان <span style="color: #888888">(امین تارخ)</span> متوجه میشه که الیاس <span style="color: #888888">(حامد کمیلی)</span> شیطان بوده و اون هم میره توبه و دعا و نماز و استغفار و اینها؛ و ماجراهای یک ماهه گناهانی که مسلسل وار انجام داده بود، تموم میشه.</p>
<p dir="RTL">توی هر دو سریال هم شبهِ مناظره ی شیطان و فرشته و یا مناظره شیطان و انسان داشتیم. مناظره هایی که گره اصلی داستان رو باز می کرد و فکر کنم هر دو، توی قسمت یکی مونده به آخر اتفاق افتاد و باعث تحولات عمیق در انسان گمراه و توبه و اینها شد! یادتون هست؟</p>
<p dir="RTL">حالا بعد از ۵۹۵ روز بعد از یک تصادف انسان و شیطان،مناظره رو هم انجام دادم و دوباره به زندگی برمی گردم. دوباره تلاش می کنم برای خودم شدن. برای جبران پل هایی که در روزهای شیطانی خراب شد و تلخی ها و ناگواری هایی که اتفاق افتاد. برای تمام کردن روزهای سیاه و افسردگی. برای پایان دادن به مبارزه با تقدیر. برای&#8230; برای خیلی اتفاقات.</p>
<p dir="RTL">توی این چهل و هشت ساعت، بعد از یک عالمه فریاد زدن و از ته دل گریه کردن، برای خارج کردنِ زهر روزهای شیطانی از بدن و پاک کردن جسم و روحم، فقط می تونم بلند داد بزنم</p>
<p dir="RTL" align="center"><span style="font-size: medium"><strong>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم</strong></span></p>
<p dir="RTL">و از خدا بخوام، از این به بعد، بهم کمک کنه تا هم بتونم حق رو از ناحق، شیطان و رفتار شیطانی رو از اخلاق و رفتار اخلاقی و درست رو از نادرست، تشخیص بدم که سخت ترینِ روزهای یکسال و نیم گذشته، بالاخص ۹۰ روز گذشته، دوراهی های انتخاب بین شیطان و اخلاق بود که&#8230; گاهی شیطانی شد و گاهی اخلاقی؛ که هنوز نمی دونم چقدرش شیطانی بود و چقدرش اخلاقی.</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۱ :</strong> از رگ گردن نزدیک تره اما..</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۲ :</strong> این روزها همه رو یا الیاس می بینم یا پیربابا! (در راستای بازپخش سریال اغما از شبکه ی آی فیلم!)</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۳ :</strong> یه شعری هم هست، نمیگم ش! همینجوری محض تنوع!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۴ :</strong> یادش بخیر قدیما پی نوشت هام از خود پست هام بیشتر جذابیت داشت!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۵ :</strong> یادم باشه تگ هم بذارم؛ بالاخره آپشنی ه که وجود داره و باید استفاده شه و اینا!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۶ :</strong> یه ترانه هم هست که لینکش هم توی وبم هست، اونم نمیگم ش که دل همه بسوزه! شکلک مردم آزاری</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۷ :</strong> خو نمیتونم اون ترانه پی نوشت ۶ رو نگم. توی پی نوشت بعدی راهنمایی می کنم!</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۸ :</strong> یهو امروز آهنگ &#8220;مرگ و زندگی&#8221; رضا صادقی رو توی ماشین شنیدم، اصلا فکرش رو هم نمی کردم روزی بخوام واقعی باهاش همذات پنداری کنم.</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۹ :</strong> می دونید کدوم آهنگ رو میگم دیگه؟! همون &#8220;این حلقه که تو دستته، طناب اعدام منه و&#8230;&#8221;</p>
<p dir="RTL"><strong>پ.ن ۱۰ :</strong> صرفا خواستم پی نوشت ها دو رقمی شه! وگرنه مسئله خاصی نیست. حال ما خوب است، می توانید باور کنید!</p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>14 سپتامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/06/23/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%aa%db%8c%d9%86%da%af-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c/" title="شرح یک میتینگ وبلاگی!">شرح یک میتینگ وبلاگی!</a> (28)</li><li>4 فوریه, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/11/15/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-2/" title="بررسی صادر کنندگان انقلاب (2)">بررسی صادر کنندگان انقلاب (2)</a> (0)</li><li>27 دسامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/10/06/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%db%8c/" title="جنگ نرم وبلاگی!">جنگ نرم وبلاگی!</a> (42)</li><li>15 مارس, 2008 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1386/12/25/%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d9%87%d8%b2%d8%a7/" title="با مهران مدیری در مورد حاشیه های مرد هزار چهره/هادی نجاتی">با مهران مدیری در مورد حاشیه های مرد هزار چهره/هادی نجاتی</a> (0)</li><li>12 جولای, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/04/21/%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d9%81%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b2%db%8c/" title="توهم فانتزی">توهم فانتزی</a> (4)</li></ul>
				<div>
					<h4>34 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>تابا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/17/%d8%a7%d8%b9%d9%88%d8%b0-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%85/comment-page-1/#comment-11066">۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							دمت گرم
دارمت....
ولی ترخدا درست و حسابی توبه کن ...
وجدانا مثل من همیشه نگو خدایا از فردا توبه می کنم...
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4325">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4325">33 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/17/%d8%a7%d8%b9%d9%88%d8%b0-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رادیو گردون &#8211; پیش شماره</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/16/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/16/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2012 04:30:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترانه ها]]></category>
		<category><![CDATA[رادیوگردون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4211</guid>
		<description><![CDATA[برای پیش شماره رادیوگردون، فقط یک ترانه اختصاصی پخش می کنیم&#8230; ترانه ی معجزه با صدای رضاد صادقیِ نازنین! دانلود کنید: Reza Sadeghi &#8211; Mojezeh و بشنوید (که فکر کنم آپشن شنیدنش فعال نیست!) &#8230; متن ترانه: لبخند تو معجزه ست، معجزه کن دوباره بذار دوباره مهتاب، رو خاک شب بباره بذار که خاک تشنه، نگاه تو بنوشه شب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>برای پیش شماره رادیوگردون، فقط یک ترانه اختصاصی پخش می کنیم&#8230; ترانه ی معجزه با صدای رضاد صادقیِ نازنین!</p>
<p>دانلود کنید: <a href="http://dorbargardoon.ir/wp-content/blogs.dir/23704/files/2012/05/Reza-Sadeghi-Mojezeh.mp3">Reza Sadeghi &#8211; Mojezeh</a> و بشنوید (که فکر کنم آپشن شنیدنش فعال نیست!)</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>متن ترانه:</strong></p>
<p>لبخند تو معجزه ست، معجزه کن دوباره</p>
<p>بذار دوباره مهتاب، رو خاک شب بباره</p>
<p>بذار که خاک تشنه، نگاه تو بنوشه</p>
<p>شب با طلوع چشمات، وقت سحر بپوشه</p>
<p>معجزه کن دوباره، وقتی که بی قرارم</p>
<p>وقتی که بی حضورت، آرامشی ندارم</p>
<p>تو لحظه های تردید، اسم منو صدا کن</p>
<p>از این سکوت دلگیر، قلب منو رها کن&#8230;</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>11 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/22/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-1/" title="رادیوگردون &#8211; 1">رادیوگردون &#8211; 1</a> (24)</li></ul>
				<div>
					<h4>25 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>سمیرا صحرانورد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/16/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87/comment-page-1/#comment-11036">۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							یه فایل اختصاصی باز کردم واسه رادیوگردون :)
با تشکر از گردوننده ی رادیوگردون :)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4211">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4211">24 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/16/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
<enclosure url="http://dorbargardoon.bloghaa.com/wp-content/blogs.dir/23704/files/2012/05/Reza-Sadeghi-Mojezeh.mp3" length="0" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>افراط و تفریط</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%b7/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 07:49:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[استاتوس]]></category>
		<category><![CDATA[ریزبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4112</guid>
		<description><![CDATA[خدا جون خودت گفتی خیرالامور اوسطها! خو یخورده خودت حداقل مراعات کن! نه به اون بارون و نه به این آفتاب! چند نوشتۀ تصادفی8 نوامبر, 2009 -- جراحی بزرگ اقتصاد یا خودکشی ملی اقتصاد (0)8 آگوست, 2011 -- محققان ایرانی &#8211; 5 (4)7 ژانویه, 2009 -- مداحی به سبک آیات شیطانی (0)20 سپتامبر, 2011 -- [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h6><span style="font-size: x-small">خدا جون خودت گفتی خیرالامور اوسطها! خو یخورده خودت حداقل مراعات کن! نه به اون بارون و نه به این آفتاب!</span></h6>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>16 دسامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/09/25/%d9%85%d9%86-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%e2%80%8c%d9%85/" title="من شخصیت سیاه تاریخ‌م">من شخصیت سیاه تاریخ‌م</a> (20)</li><li>26 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/07/%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%af-11/" title="در عید اتفاق می افتد &#8211; 11">در عید اتفاق می افتد &#8211; 11</a> (0)</li><li>12 ژوئن, 2009 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/03/22/22-%d8%ae%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-88/" title="22 خرداد 88">22 خرداد 88</a> (0)</li><li>18 ژوئن, 2008 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/03/29/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/" title="من باب درس خواندن دانش آموزان پارسی!">من باب درس خواندن دانش آموزان پارسی!</a> (0)</li><li>1 فوریه, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/11/12/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84/" title="خیال&#8230;">خیال&#8230;</a> (19)</li></ul>
				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>نجمه قاسمی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%b7/comment-page-1/#comment-10924">۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							صبر بنمایی....
                                       از طرف خدا
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4112">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>واقعیتِ رویای ۲۴ سالگی</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-24-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-24-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 13:29:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[طنزبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[به امید به هوای تازه تر...]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[تولد 24 سالگی]]></category>
		<category><![CDATA[تولد مهدی صالح پور]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره می سازمت...]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4117</guid>
		<description><![CDATA[. اصولا اکثر آدم ها برای تغییر، ساعت ۲۴ رو انتخاب میکنن؛ یعنی اکثراً هر کار جدیدی رو که میخوان شروع کنن، راس صفر عاشقی میگن &#8220;ایشالا از فردا دیگه فلان کار رو نمی کنم یا می کنم!&#8221; معتادها هم برای ترک کردن اعتیادشون، روز شنبه رو انتخاب میکنن و عموما شنبه ی هر هفته، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><a href="http://dorbargardoon.ir/wp-content/blogs.dir/23704/files/2012/05/Tavalod-M.S.jpg" rel="lightbox[4117]"><img class="aligncenter size-large wp-image-4118" src="http://dorbargardoon.ir/wp-content/blogs.dir/23704/files/2012/05/Tavalod-M.S-480x316.jpg" alt="" width="480" height="316" /></a></p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">اصولا اکثر آدم ها برای تغییر، <strong>ساعت ۲۴</strong> رو انتخاب میکنن؛ یعنی اکثراً هر کار جدیدی رو که میخوان شروع کنن، <strong>راس صفر عاشقی</strong> میگن &#8220;ایشالا از فردا دیگه فلان کار رو نمی کنم یا می کنم!&#8221; معتادها هم برای ترک کردن اعتیادشون، <strong>روز شنبه</strong> رو انتخاب میکنن و عموما شنبه ی هر هفته، روز آغاز ترک اعتیادشونه! کارمندها و کسانی هم تغییر و تحولات مالی در زندگی شون ایجاد می کنن، اول هر ماه رو برای آغاز این تغییرات و تحولات انتخاب میکنن و از اول هر ماه شروع میکنن به تغییر عادات مالی! یک سری هم <strong>اول هر سال</strong> تغییرات رو ایجاد میکنن&#8230; یا اول سال هجری شون و یا اول سال زندگی شون&#8230;</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">من هم به نوبه خودم توی ساعت صفر عاشقیِ آغازِ شنبه ی سال بیست و چهار زندگی م <span style="color: #999999">(تاکید میکنم امسال ۲۳ تمام شد و وارد ۲۴ شدم)</span> یک سری تغییر و تحولات رو در نظر دارم&#8230; که خیلی هاش به خودمم مربوط نیست، چه برسه به وبلاگ! اما اونهایی که مربوط به وبلاگ و دنیای مجازی و مسائل عمومی میشه به این شرح خدمت تون اعلام می گرده!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">-         <strong>بنده از همین تریبون رسما اعلام می کنم</strong> زین پس اگر هر مطلبی به هر شکلی در هر مکانی، تلویحی و ضمنی و مستقیم و به هر شکل دیگری، مبنی بر <strong>دلبری یا دلدادگی و یا غیره ی بنده</strong> دیدید، تا تایید رسمی اخبار از طریق همین وبلاگ، باور نکنید! در همین راستا از همین تریبون تاکید می کنم زین پس، <strong>مجموعه عاشقانه ی آرامی با معشوقه ی خیالی</strong> منتشر خواهد شد، تا روزی که صاحب اصلی عاشقانه ها، سر و کله ش پیدا شود!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">-         بنده از همین تریبون اعلام می کنم، زین پس ریزبلاگ و مینیمال و توئیت و استاتوس هایی را که در شبکه های مختلف می نویسم، یک نسخه ش را هم در وبلاگ می گذارم. پس تا <strong>ثبت و تایید استاتوس ها</strong> از طریق وبلاگ، هیچکدام از نوشته ها ارزش قانونی ندارد و به من ربطی پیدا نمی کند!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">-         بنده از همین تریبون تلویحاً(!) اعلام می کنم زین پس با توجه به دغدغه مندی های متعالی و اینها، شاهد یک سری <strong>مقالات و گزارش ها و مطالبی متفاوت نسبت به یکسال گذشته</strong>، خواهید بود که از همین جا، اعلام می کنم، در همین راستا، <strong>کامنت های وبلاگ تاییدی شده</strong> و تماماً با تایید و پاسخ بنده منتشر خواهد شد. باشد که همه با هم رستگار شویم!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span></p>
<p dir="RTL">-         بنده از همین تریبون اعلام می کنم، در راستای اعلامات موارد بالا؛ <strong>دو مجموعه شعر طنز و عاشقانه</strong> که نمونه هایی از آنها تا کنون منتشر شده بود، به صورت جدی تر و واقعی تر منتشر می شود تا ان شا الله سال آینده نسخه ی امضا شده ی کتابش را در <strong>نمایشگاه بیست و ششم کتاب</strong> خدمتتان تقدیم کنم!</p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">.</span><br />
ضمن اینکه جا داره از همین تریبون، از همه <strong>بروبچه های وبلاگی</strong> که توی این یکسال گذشته از طریق وبلاگ های مختلف دوستان، هواداران برنامه نیمروز، فیسبوک و غیره به جمع مخاطبان اضافه شدن، بابت خوندن وبلاگ و خودم(!) یک تشکر ویژه بکنم؛ البته درسته که تا اول بهمن هم وبلاگ خیلی آش دهن سوزی نبود، اما بعد از اول بهمن کمی تلخ شد که بابت تلخی آن روزها <span style="color: #999999">(که تا همین دیروز هم ادامه داشت)</span> معذرت میخوام و امیدوارم در سایه ی دلی شاد و قلبی مطمئن و ضمیری اگاه و اینها، زین پس خنده های بیشتری بر لبانتان و شیطنت های بیشتری در چشمانتان ایجاد کنم! باشد که همه با هم رستگار شویم!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">ضمن اینکه جا داره از همین تریبون<span style="color: #999999"> (چه تریبون مفیدی شد!)</span> از <strong>همه کسانی که طی یکسال گذشته خواسته یا ناخواسته دهن من رو سرویس کردن</strong>، تشکر ویژه تری کنم و اعلام کنم از آقای ز گرفته تا آقای ن، به حرمت امروزِ دوست داشتنیِ اردی بهشتی، همه رو بخشیده و حلال میکنم، غیر از <strong>&#8220;</strong><strong>تو</strong><strong>&#8220;</strong><strong> سابق وبلاگ</strong> که تا عمر دارم، خیانت و گناهی که کردی رو نمی بخشم و از یاد نمی برم، باشد که هیچوقت رستگار نشوی!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">ضمن اینکه جا داره این نوید رو هم بدم که <strong>رادیوگردون</strong> با پخش ترانه هایی آزمایشی، از فردا کار خودش رو آغاز میکنه. به امید اینکه در سایه ی اینترنت کشور، بتونیم بزودی <strong>تلویزیون اختصاصی </strong><strong>&#8220;</strong><strong>گردونه تی وی</strong><strong>&#8220;</strong> رو هم راه اندازی کنیم، دارم مقدمات ادامه انتشار <strong>&#8220;</strong><strong>مجله ی طنز و سرگرمی دوربرگردون</strong><strong>&#8220;</strong> رو هم انجام میدم که البته برای آشنایی بیشتر، <strong>شماره های ۱ تا ۵</strong> رو بزودی برای دانلود بازنشر می کنم که ببینید و حالش را ببرید و بیشتر با زوایای پنهان عجیب و غریب من آشنا بشید!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">ضمن اینکه جا داره <span style="color: #999999">(میگن پر شده ولی من که این گوشه پایین رو می بینم، می بینم که ۲۲۸ کلمه ی دیگه جا داره)</span> بابت همه تشکرات حضوری، زنگی، پیامکی، توئیتی، فیسبوکی، ایمیلی، کامنتی، پستی، پیغام خصوصی و&#8230; تشکر کنم و خودم هم به نوبه ی خودم تولد خودم رو به خودم تبریک بگم!</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff">&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">به قول شاعر: <strong>به امیدِ یه هوای تازه تر&#8230;</strong></p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ffffff"><strong>&#8230;</strong></span></p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت (توضیح عکس):</strong> در راستای تک فرزندی، کیک رو خودم نیم ساعت پیش زیر تگرگ رفتم خریدم و خودم هم می دونم اصلا خوشگل نیست! این رو هم می دونم که رنگ شمع ها یکی نیست! این رو هم می دونم که باید شمع ۲۳ رو فوت کنم، اما آقاهه شمع ۳ نداشت و به جاش ۴ داد، گفت عددش که فرق نمیکنه، منم گفتم آره و خریدم!</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>3 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/14/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-2/" title="تولدم مبارک">تولدم مبارک</a> (29)</li><li>5 می, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-23-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/" title="واقعیتِ رویای 23 سالگی!">واقعیتِ رویای 23 سالگی!</a> (21)</li><li>5 می, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/02/15/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9/" title="تولدم مبارک!">تولدم مبارک!</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>73 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>فاطمه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-24-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/comment-page-1/#comment-10937">۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							امروز یادت می کنم آری دعایت میکنم
از او تمنای سعادت هم برایت میکنم
از اومیخواهم تو را همواره آرامش دهد
از روز میلادت تا یک عمر آسایش دهد

مَهدی جان,داداش گلم آغاز 24سالگی مبارک
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4117">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4117">72 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-24-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>73</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تولدم مبارک</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/14/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-2/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/14/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-2/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 May 2012 06:53:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[تولدم مبارک!]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت رویای بیست و چهار سالگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4108</guid>
		<description><![CDATA[در راستای تمرین نگفتن چیزهایی که نباید گفت، سکوت می کنم و ساعت ده و سی دقیقه ی صبح جمعه پانزدهم اردی بهشت ۱۳۹۱، بیست و چهارمین سال زندگی م رو آغاز می کنم. + به تلخیِ گذر از ۳۶۵ رویا و مواجهه ای تلخ با واقعیت&#8230; تولدم مبارک، آرام و با بغض خوانده شود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در راستای تمرین نگفتن چیزهایی که نباید گفت، سکوت می کنم و ساعت ده و سی دقیقه ی صبح جمعه پانزدهم اردی بهشت ۱۳۹۱، بیست و چهارمین سال زندگی م رو آغاز می کنم.</p>
<p dir="RTL">+ به تلخیِ گذر از ۳۶۵ رویا و مواجهه ای تلخ با واقعیت&#8230;<br />
تولدم مبارک، آرام و با بغض خوانده شود.</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>4 می, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/15/%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-24-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/" title="واقعیتِ رویای 24 سالگی">واقعیتِ رویای 24 سالگی</a> (73)</li><li>5 می, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/02/15/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9/" title="تولدم مبارک!">تولدم مبارک!</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>29 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>بهناز:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/14/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-2/comment-page-1/#comment-10905">۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							تولدتون مباررررررک
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4108">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4108">28 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/14/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>29</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همینجوری دورهمی!</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/12/%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%85%db%8c/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/12/%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 May 2012 17:51:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنزبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4101</guid>
		<description><![CDATA[۱ . دیشب متوجه شدم لذتی که در پست نکردن بعضی نوشته ها هست، در پست کردن شون نیست! البته خوندن یه حدیث توی محیط ضاله فیسبوک هم بی تاثیر نبود که حدیثشو نمیگم که تبلیغ امامش نشه! والا من هنوز در همون حال و هوای پست قبل م. ماشالا خدا امسال بعد از روزای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">۱ . دیشب متوجه شدم لذتی که در پست نکردن بعضی نوشته ها هست، در پست کردن شون نیست! البته خوندن یه حدیث توی محیط ضاله فیسبوک هم بی تاثیر نبود که حدیثشو نمیگم که تبلیغ امامش نشه!</p>
<p dir="RTL">والا من هنوز در همون حال و هوای پست قبل م. ماشالا خدا امسال بعد از روزای اول اردی بهشت، زد ما رو از وسط دو نصف کرد و حالمون رو اساسی گرفت. میگم حالمون ینی حال همه مون؛ چون توی این چند روز گذشته ندیدم کسی رو که حرف خوب بزنه و حال دلش خوب باشه. ماشالا همه درب و داغون تر از هم، فقط به هم موج منفی می فرستن.</p>
<p dir="RTL">بر همین اساس، ترجیح میدم اینجور مواقع سکوت کنم و چیزی نگم. چون اگر چیزی بگم میشه &#8220;چس ناله&#8221; و اگر هم مث الان چیزی نگم، میشم &#8220;خود چس کننده!&#8221; سکوت اینجور موقه ها خوبه. الان خوبه دیگه. خودم واسه دل خودم می نویسم و خودم واسه خودم پست میکنم و خودم واسه خودم کامنت میذارم. به هیچ جای هیچ کس هم برنمیخوره. نه اون دخترک &#8220;&#8230;&#8221;۱ میره گریه هاشو واسه کسی دیگه ببره و نه اون پسرک &#8220;&#8230;&#8221;۲ واسه من ادا و اصول درمیاره. راحت زندگی م رو میکنم خو.</p>
<p dir="RTL">لینک مرتبط:</p>
<p dir="RTL">۱ :  <a href="http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-95ee5f49d6a74d54a8d0c8ec63bed79e-fa.html">معنی عبارت &#8230;  اول در دهخدا</a></p>
<p dir="RTL">۲ : <a href="http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-1f547a648f2942b8867ba10781ef09e1-fa.html">معنی عبارت &#8230; دوم  در دهخدا</a></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">۲ . ماشالا این هفته هر کی از راه رسید یه لگدی به دل ما زد و رفت! ما هم همینجوری عزت نفس به خرج داده و هیچی نگفتیم. در همین راستا و از همین تریبون از تمام کسانی که طی هفته گذشته، به هر نحوی، مستقیم و غیرمستقیم در شکاندن دل بی صاحابِ ما قدمی برداشتند تشکر کرده و امیدوارم مزید بر علت شود و اینها! (این تیکه ی مزید بر علت هم افتاده دهنم و نمی دونم کجا استفاده میشه! کاربرد درستش رو بهم بگید!)</p>
<p dir="RTL">ایشالا سعی میکنم طی هفته های آتی با خرید چسب ضد شکست و دوجداره کردن دیوارهای دلم و صدا خفه کن و بقیه وسائل مورد نیاز، از همینجوری فرت و فرت شکسته شدن دلم جلوگیری کنم.</p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL">۳ . من هم همسو با بقیه آدم های دنیا، وقتی رویاپردازی می کنم و به مقصد رویاها که میرسم، با واقعیت روبرو میشم، با مغز می خورم زمین! در همین راستا باید عرض کنم که برای این هفته از زندگی م کلی برنامه چیده بودم که ماشالا با توجه به اتفاقات بسیار خوبی که افتاد؛ اصن خودم هم سورپرایز شدم و اینا! این شد که تمام رویاها و برنامه ها برای تولدم و هفته ی تولدم و اینها رفت لای باقالی ها!</p>
<p dir="RTL">تنها چیزی که کسی نمی تونه امسال جلوش رو بگیره، برنامه پیاده روی اردی بهشتی ایه که خودم واسه خودم گذاشتم و قراره همینجوری مث عاشقای دلشکسته و تنها و اینها، جمعه صبح از تجریش راه بیفتم و ظهر برسم راه آهن! همینجوری دورهمی! به جان خودم اگر این قضیه هم کنسل شه، جمعه خودکشی میکنم!</p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۱ :</strong> یه زمونی این پی نوشت ها که الان یکی در میون نوشته نمیشن، واسه خودشون حکم یه پست رو داشتن!</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۲ :</strong> انقدر بد خورده توی برجک م که شکوفه شعرم پژمرد و شعر گفتن م نمیاد! یکی احساساتم رو بربینگیزه که پاشم شعر بگم!</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۳ :</strong> احتمالا اگر با شعر ارضا نشم میرم سراغ دنیای نقاشی و اینها! خدا به نقاش ها صبر بده!</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۴ :</strong> بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت&#8230; سر خم می سلامت شکند اگر سبویی!</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۵ :</strong> چند تا مقاله ی آدم حسابی توی ذهنمه که حوصله میخواد که تایپشون کنم! تایپشون کنم فک کنم کلا از برنامه روز از نو که هیچی، از شبکه دو که هیچی، از سازمان صدا و سیما که هیچی، از کل مملکت میندازنم بیرون!</p>
<p dir="RTL"><strong>پی نوشت ۶ :</strong> من به قولم عمل کردم، خدا جون به جان خودم به قول ت عمل نکنی، دیگه نه من نه تو!</p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>1 فوریه, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/11/12/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7/" title="بررسی صادر کنندگان برتر انقلاب به دنیا!">بررسی صادر کنندگان برتر انقلاب به دنیا!</a> (0)</li><li>5 آوریل, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/01/16/%d8%b1%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b4%d9%88%d8%ae%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1/" title="رفراندوم، شوخی نوروزی رئیس جمهور!">رفراندوم، شوخی نوروزی رئیس جمهور!</a> (0)</li><li>22 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/03/%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%af-6/" title="در عید اتفاق می افتد &#8211; 6">در عید اتفاق می افتد &#8211; 6</a> (1)</li><li>15 نوامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/08/24/%d9%87%d8%b0%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%90%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b4%d9%88%d8%b4/" title="هذیانات ذهنی مِستر مشوش!">هذیانات ذهنی مِستر مشوش!</a> (10)</li><li>20 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/01/%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%af-1/" title="در عید اتفاق می افتد &#8211; 1">در عید اتفاق می افتد &#8211; 1</a> (1)</li></ul>
				<div>
					<h4>41 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>میلاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/12/%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%85%db%8c/comment-page-1/#comment-10861">۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							اولا که بابت کاری که وظیفه ته از خدا طلبکار نباش
دوما بابت قسمت اول پستت دمت گرم کلی خندیدم
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4101">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4101">40 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/12/%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>41</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شکلک پریود مغزی</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/11/%d8%b4%da%a9%d9%84%da%a9-%d9%be%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ba%d8%b2%db%8c/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/11/%d8%b4%da%a9%d9%84%da%a9-%d9%be%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ba%d8%b2%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 21:14:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4096</guid>
		<description><![CDATA[یه وختایی هم هست خب آدم پریود مغزی میشه خو! نوشتنش نمیاد خو! حوصله ش نمیاد خو! دلش می گیره خو! دلش تنگ میشه خو! حالش بد میشه خو! دپ میشه خو! کلافه میشه خو! تلخ میشه خو! بد میشه خو! بهاری میشه خو! ناز نازو میشه خو! قهر میکنه خو! حوصله ش سر میره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه وختایی هم هست خب آدم پریود مغزی میشه خو! نوشتنش نمیاد خو! حوصله ش نمیاد خو! دلش می گیره خو! دلش تنگ میشه خو! حالش بد میشه خو! دپ میشه خو! کلافه میشه خو! تلخ میشه خو! بد میشه خو! بهاری میشه خو! ناز نازو میشه خو! قهر میکنه خو! حوصله ش سر میره خو! خوابالو میشه خو! سرش درد می گیره خو! کلیه ش درد میگیره خو! چشماش کم سو میشه خو! حالش گرفته میشه خو! اعتماد به نفسش یهو با مغز میخوره زمین خو! خنده هاش تموم میشه خو! قلمش زهر میشه خو! نمازش شکسته میشه خو! بغضش میگیره خو! گلوش درد میگیره خو! اشکاش بند نمیاد خو! قلبش میگیره خو! احساسش میمیره خو! وبش آپ نمیشه خو&#8230; ازش انتظار نداشته باشید&#8230;</p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>22 جولای, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/04/31/%d9%be%d9%80-%d9%86%d9%80-%d9%be%d9%80-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/" title="پـ نـ پـ واقعی">پـ نـ پـ واقعی</a> (12)</li><li>16 آگوست, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/05/25/%d8%af%d9%84%d8%aa%d9%86%da%af%db%8c/" title="دلتنگی">دلتنگی</a> (76)</li><li>16 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/28/%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%db%8c/" title="بعد از خداحافظی">بعد از خداحافظی</a> (1)</li><li>8 آگوست, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/05/17/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-6/" title="محققان ایرانی &#8211; 6">محققان ایرانی &#8211; 6</a> (6)</li><li>18 ژوئن, 2008 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/03/29/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/" title="من باب درس خواندن دانش آموزان پارسی!">من باب درس خواندن دانش آموزان پارسی!</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>46 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>مسافرشب(م.ش):</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/11/%d8%b4%da%a9%d9%84%da%a9-%d9%be%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ba%d8%b2%db%8c/comment-page-1/#comment-10811">۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							خو ما هم سعی میکنیم انتظاری نداشته باشیم خو :دییییی
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4096">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4096">45 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/11/%d8%b4%da%a9%d9%84%da%a9-%d9%be%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ba%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>46</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غنچه ی کوچک اردی بهشتی</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/08/%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87-%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/08/%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87-%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 08:02:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[اردی بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسد به دست خدا...]]></category>
		<category><![CDATA[غنچه اردیبهشتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4072</guid>
		<description><![CDATA[پیش نوشت: سفرنامه قشم در حال نوشتن است. اگر مثل بقیه قول هام نره لای باقالی ها، در اسرع وقت پست خواهد شد. &#8230; امروز نوشت: یه وقت هایی هست دلت از خودت می گیره&#8230; یه وقت هایی دلت از یه نفر خاص می گیره&#8230; یه وقت هایی دلت از یه مجموعه افرادی توی زندگی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><strong>پیش نوشت:</strong> سفرنامه قشم در حال نوشتن است. اگر مثل بقیه قول هام نره لای باقالی ها، در اسرع وقت پست خواهد شد.</p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL"><strong>امروز نوشت:</strong> یه وقت هایی هست دلت از خودت می گیره&#8230; یه وقت هایی دلت از یه نفر خاص می گیره&#8230; یه وقت هایی دلت از یه مجموعه افرادی توی زندگی ت می گیره&#8230; یه وقت هایی هست دلت از خدا می گیره&#8230;یه وقت هایی&#8230;</p>
<p dir="RTL">اما یه وقت هایی هم هست دلت از تمام دنیا می گیره. از خودت و تمام دور و بری هات و خدا و دنیا! هر جا رو که نگاه می کنی، یه چیزی هست واسه سوزوندن دلت. به خودت نگاه میکنی و می بینی چقدر در حق خودت بدی کردی&#8230; به دوست هات نگاه می کنی و می بینی هر کدوم یه جور باعث شدن دلت ازشون بگیره. به خدا نگاه میکنی و می بینی&#8230;</p>
<p dir="RTL">به خدا نگاه می کنی و می بینی چقدر بی معرفت میشه گاهی؛ می بینی چقدر نامهربون میشه&#8230; تلخ میشه. به عظمت ش که فکر می کنی، به بزرگی ش که فکر می کنی، به مهربونی ش که فکر می کنی&#8230; فکر می کنی و می بینی سهم تو از بزرگی و عظمت و مهربونی ش، چقدر ناچیزه. فکر می کنی و می بینی که خواسته ت از دنیا نسبت به بزرگی این دنیا چقدر کوچیکه&#8230; و چقدر بی ارزشی که حتی بخش کوچیکی از دنیا هم در مسیر خواسته ت حرکت نمیکنه؛ دلت می گیره.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #888888">و امروز دلم از تمام دنیا گرفته&#8230;</span></p>
<p dir="RTL">&#8230;</p>
<p dir="RTL"><strong>پس نوشت:</strong> (به علت ایجاد سوتفاهم حذف شد.)</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>22 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/03/%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/" title="اردی بهشت">اردی بهشت</a> (79)</li></ul>
				<div>
					<h4>89 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>س.آنت:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/08/%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87-%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c/comment-page-1/#comment-10707">۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							پاراگراف آخرش شرح حال اینجانب هم هست :(((( ولی چه میشه کرد! می گذره...
راجع به پس نوشت: کار درستی نکردی :|
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4072">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4072">88 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/08/%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87-%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>89</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهدی هستم یک جامانده!</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/05/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/05/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 19:00:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4068</guid>
		<description><![CDATA[- اصلا حس خوبی نیست جاموندن ار پرواز! البته نه تقصیر من بود، نه تقصیر حامدجوادزاده، نه تقصیر کاپیتانی که پرواز رو سر وقت بدون تاخیر پروند(!)، نه تقصیر آقای موتوری که آهسته و پیوسته ما رو به فرودگاه رسوند و نه هیچکس! دیگه اتفاقی بود که باید میفتاد و افتاد! &#8230; - امروز از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>- اصلا حس خوبی نیست جاموندن ار پرواز! البته نه تقصیر من بود، نه تقصیر حامدجوادزاده، نه تقصیر کاپیتانی که پرواز رو سر وقت بدون تاخیر پروند(!)، نه تقصیر آقای موتوری که آهسته و پیوسته ما رو به فرودگاه رسوند و نه هیچکس! دیگه اتفاقی بود که باید میفتاد و افتاد!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>- امروز از صبح روز استثنایی و خاصی بود. با مجموعه بچه های روز از نو رفتیم سالن شهدای رادیو و یک مجموعه گزارش گرفتیم برای ویژه برنامه شنبه ی روز رادیو&#8230; که خیلی خوب بود. من که اولین بار قدم به ساختمان رادیو و مجموعه رادیو می ذاشتم، حس خوبی داشتم. جایی که صدای همه رو میشاختی و تصویر ها همه غریبه! کلا جالب بود.</p>
<p>&#8230;</p>
<p>- فک کنید ساعت ۸ شب پرواز داشته باشی، ساعت ۵ موقع خروج از رادیو، برگه خروج بخوان و بری دنبال برگه خروج، کسی نباشه که خروج ت رو امضا کنه! اصن بدشانسی در اوج خودش بود. بالاخره با کلی پارتی و لینک و آشنا و دوست و رفیق و اینها، ساعت ۶٫۲۵ دقیقه بتونی از سالن گرم ترین رسانه کشور خارج شی. بعد کارهای آیتم خبرخان شنبه رو توی فلش به مجتبی بدی تا زحمت آیتم ت رو بکشه. بعد بیای پشت قرمز پارک وِی.. اون هم چه ساعتی؟ ساعت ۷ شب!</p>
<p>ساعت ۷، یعنی یک ساعت مونده به پرواز، توی تگرگ تند و بارون بهاریِ خفن اردی بهشتی، پشت چراغ قرمز پارک وی باشی، از همه جا قطع امید کنی و&#8230; یهو خروجی یادگار امام چشمک بزنه بهت و بندازی توی یادگار و در عرض ۶ دقیقه از پارک وی به آزادی برسی. دوباره امیدها در دلم زنده شد اما ۳۵ دقیقه ترافیک خیابون اصلی محل، دوباره امیدها رو در دلم کشت. فقط ۲۰ دقیقه مونده به پرواز رسیدم خونه و وسایل رو برداشتم و یه موتور گرفتم اما&#8230; دیگه گیت ها رو بسته بودن و رسیدن من فایده نداشت. با این حال ساعت ۲۰٫۴۰ دقیقه رسیدم فرودگاه و&#8230; از شانس ما پرواز یک دقیقه هم تاخیر نداشت و&#8230; این شد که جامانده از سفر شدیم!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>- حالا از الان تا ساعت ۸ صبح فردا دست به دعا می نشینیم تا ببینیم کسی مثل ما از پرواز جا میمونه یا بی خیال میشه&#8230; تا من و تصویربردار گروه (علی نظری) که دو تایی به خاطر ترافیک جاموندیم، بتونیم بریم قشم و کار رو انجام بدیم. همینجوری ش حدود ۳۰۰ هزار تومن ضرر خورد بهمون&#8230; باید ببینیم چی میشه! دعا کنید تا فردا دو نفر یا نخوان برن و یا نرسن برن&#8230;</p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>8 نوامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/08/17/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/" title="دنیای مجازی، به شرط واقعیت!">دنیای مجازی، به شرط واقعیت!</a> (5)</li><li>4 اکتبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/07/12/%d8%a2%d9%be%d8%b4%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d8%a7%d9%81%d9%87/" title="آپشن اصافه">آپشن اصافه</a> (43)</li><li>23 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%af%d8%b1%da%a9%d9%86%db%8c/" title="آی عشق ادرکنی&#8230;">آی عشق ادرکنی&#8230;</a> (26)</li><li>23 فوریه, 2009 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/12/05/%d9%85%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85/" title="ما نیستیم!">ما نیستیم!</a> (0)</li><li>31 مارس, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/12/%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%af-19/" title="در عید اتفاق می افتد &#8211; 19">در عید اتفاق می افتد &#8211; 19</a> (2)</li></ul>
				<div>
					<h4>29 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>زهرا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/05/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/comment-page-1/#comment-10672">۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							سلام
به قول یه بزرگی:
ببین خدا چی می خواد بهت بگه.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4068">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4068">28 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/05/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>29</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آی عشق ادرکنی&#8230;</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%af%d8%b1%da%a9%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%af%d8%b1%da%a9%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Apr 2012 13:33:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[مهمان وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4054</guid>
		<description><![CDATA[پنجشنبه ۱۴ اسفند ساعت ۱۱ صبح من عاشق شدم، هوا ابری بود و همه باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روز که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی نه بیشتر. پیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پنجشنبه ۱۴ اسفند ساعت ۱۱ صبح من عاشق شدم، هوا ابری بود و همه باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روز که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی نه بیشتر. پیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر نمانده بود. تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم عالم توفانی شد. پنجره‌ها، درها باز و بسته می‌شدند و شرق و شورش به هم خوردند. شیشه‌ها می‌ریختند و آینه ترک برداشت. قیامت بود. روزی که من عاشق شدم دریای مازندران با جنگل و اغلب درختان عازم من بودند. کوه‌ها کج و مج می‌شدند. غوغایی بود. آن روز اگر به اصفهان می‌رفتم شیراز به استقبالم می‌آمد. من تا سه شمردم و پنجره را باز کردم. از همه جا صدای اذان می‌آمد، من هم از روی سپاسگزاری دولا شدم و دست خودم را بوسیدم. همان دست که پنجره را باز کرده بود. من با وضو عاشق شدم. چون خودم پیش‌پیش خبر داشتم. می‌دانستم حافظ برایم پیغام داده بود. دانشجو بودم. دانشجوی کارگردانی.</p>
<p>یک روز می‌رفتم حوالی دانشگاه تهران کتابی پیدا کنم از مارتین اسلیم درباره کرگدن اوژن یونسکو، سر فرصت پیاده شدم. آن طرف پیرمردی را دیدم گریه می‌کرد. پرسیدم «اِبسسِ چرا گریه می‌کنی؟» با بغضی گفت: «پولمو نداد و رفت…» گفتم: «کی؟» گفت: «فال ازم خرید. پاکت را پاره کرد، فالش را دید، پول نداده گذاشت و رفت.» گفتم: «عیبی نداره بده به من. خودم عاشق فال خوانده شده، کاسه لب پر، اشک ریخته‌ام.»<br />
فال را گرفتم.</p>
<p><strong>دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم/ با کافران چه کارت؟ گر بت نمی‌پرستی</strong></p>
<p>حالا من تا سه شماره عاشق شدم. خدای نکرده اگر تا هفت می‌شمردم چی می‌شدم! زمین غمگین بود. روزی که من عاشق شدم. زمین متبسم شد و سراسیمه دور خورشید می‌چرخید، جوری که عالم فقط دو فصل می‌شد. برای عاشق یا بهار است یا پاییز روزی که من عاشق شدم به سختی شب شد. آن هم چه شبی. بی‌پایان!</p>
<p>شبی که ماه مفقود شده بود. با این وجود نمی‌دانم از کجا لایه نازکی از مهتاب روی همه چیز کشیده بودند و من یکسره بیدار بودم که شب اول هیچ عاشقی نخوابیده. نمی‌خوابد. چون تا سحر میخانه دلدار باز است با آن دو چشم آهویی خیال‌بازی‌ها می‌کردم. پدر و مادرم هم بیدار بودند. چنان که گفت‌وگوی ایشان را می‌شنیدم. گفت‌وگوی والدینم مناجات بود. پدرم می‌فرمودند: خانم! پسرمان به سلامتی عاشق شده است و مادرم آهسته آهسته به نجوا می‌گفتند: «اسپند دود می‌کنم. عشق در خانه ما شگون دارد.»</p>
<p>بعد سر می‌چرخانیدند رو به آسمان و می‌گفتند: «خدایا! بارلها! همه بچه‌های این سرزمین عاشق باشند. صدقه سر آنها بچه‌های من هم عاشق باشند.»<br />
من گر گرفته، می‌لرزیدم و شب تکان نمی‌خورد. هر چه هل‌اش دادیم آن شب میلی به صبح نمی‌داشت. پدر و مادرم بیدار بودند و حرف زدن از عشق برایم بی‌عفتی بود. بنابراین زبان بسته و بی‌واژه با خودم گفت‌وگو می‌کردم. از خودم می‌پرسیدم چرا عاشق شدم. که هنوز نمی‌دانستم امر ذاتی قابل تحلیل نیست. یعنی نمی‌توانی بپرسی گل چرا گل شده؟</p>
<p>البته در منزل ما همیشه ی خدا کاغذ بود، غیر از کاغذ و قلم باید دستی هم باشد که بنویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم، من عاشق شما شده‌ام. مرا ببخشید گستاخی کردم عاشق شما شده‌ام. می‌خواهم به وسیله این کاغذ از شما اجازه بگیرم. اجازه می‌فرمایید من گاهی خوابتان را ببینم؟ ببخشید دست خودم نیست آن چشم‌های محترمتان قلب ما را می‌لرزاند.»</p>
<p>ابن قیم می گوید: «نشانه دیگر آن است که وقتی معشوق به عاشق می نگرد، عاشق چشم هایش را ببندد و یا به زمین بدوزد زیرا از عشق می هراسد و شرم دارد.»</p>
<p>…</p>
<p>عشق از جمله پدیده هایی است که معدود نمی شود. عشق ،اول و دوم و سوم و…ندارد یعنی عشق یکی است و آدمی تنها یکبار عاشق می شود، چنانکه آن روز پنجشنبه ۱۴اسفند، من عاشق شدم، چنان که عصاره آن عشق سی و چند ساله است و یک پسر دارد.»</p>
<p style="text-align: left"><strong>استاد محمد صالح علاء</strong></p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>8 نوامبر, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/08/17/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/" title="دنیای مجازی، به شرط واقعیت!">دنیای مجازی، به شرط واقعیت!</a> (5)</li><li>18 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/30/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%aa/" title="افکت">افکت</a> (3)</li><li>11 نوامبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/08/20/%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%84%db%8c-%db%8c%d8%ae%db%8c/" title="صندلی یخی!">صندلی یخی!</a> (87)</li><li>17 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/29/%d9%86%d8%b8%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%b8%d9%85%db%8c/" title="نظم در عین بی نظمی!">نظم در عین بی نظمی!</a> (50)</li><li>9 آوریل, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/01/20/%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-120-%d9%85%db%8c%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-18/" title="پیش به سوی ایران 120 میلیونی (18+)">پیش به سوی ایران 120 میلیونی (18+)</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>26 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>تابا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%af%d8%b1%da%a9%d9%86%db%8c/comment-page-1/#comment-10634">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							این محمد اعلا کیه؟
ببین تو این رمانی که داریم زندگی می کنیم بهت پیشنهاد می کنم قیذ عشق رو بزن...
تو دوره ای که همه به فکر خودشونن, وابسته شدن دیوانگی محضه!!!!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4054">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4054">25 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%af%d8%b1%da%a9%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>26</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لایکِ تو</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d9%84%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%90-%d8%aa%d9%88/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d9%84%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%90-%d8%aa%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Apr 2012 13:25:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریزبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[ک.اشعار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4051</guid>
		<description><![CDATA[لایک کن مرا لایک تو خوب است لایک تو قرمزیِ آن نوتیفیکیشنی ست که در انتهای گوشه بالا سمت چپ صفحه می روید در ابعاد این لپ تاپِ خاموش! من از طعم لایک در متنِ ادراکِ یک کوچه لبریزم وخاصیت فیسبوک این است کسی نیست بیا اکانت هم را بدزدیم آن وقت میان دو گوشه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لایک کن مرا<br />
لایک تو خوب است<br />
لایک تو قرمزیِ آن نوتیفیکیشنی ست<br />
که در انتهای گوشه بالا سمت چپ صفحه می روید<br />
در ابعاد این لپ تاپِ خاموش!<br />
من از طعم لایک در متنِ ادراکِ یک کوچه لبریزم<br />
وخاصیت فیسبوک این است<br />
کسی نیست<br />
بیا اکانت هم را بدزدیم آن وقت<br />
میان دو گوشه تصویر قسمت کنیم<br />
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بهمیم<br />
بیا زودتر عکس ها را ببینیم<br />
بیا موس شو مثل یک کامنت در سطر سطرِ استاتوس هام<br />
بیا شئر کن در کف پروفایلِ من جرم نورانی عشق را<br />
مرا ادد کن<br />
و یک بار هم در دفتر بودیم پروکسی ها قطع شد<br />
و سرعت کند شد<br />
و قطع شدم آن وقت در پشت یک لپ تاپ<br />
عکس پروفایل تو مرا گرم کرد<br />
اگر درخواست دوستی آمد، خبر کن مرا<br />
ومن در طلوع گل یاسی از پشت کاورِ تو بیدار خواهم شد<br />
وآن وقت<br />
حکایت کن از پست هایی که من خواب بودم وثبت شد<br />
حکایت کن از چت هایی که من خواب بودم و آفلاین شد<br />
و آن وقت من مثل عضوی از گروپ یا اونت؛ ادمین می شوم!<br />
تورا در سر آغاز یک نوت خواهم نشانید…<br />
&#8230;<br />
<strong>از اشعار منتشر شده ی آخرین کتابِ م.صاد &#8211; عصر روز دوشنبه ۴ اردیبهشت</strong></p>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>31 ژانویه, 2009 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/11/12/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%86%d8%af%d9%87/" title="بحران خنده">بحران خنده</a> (0)</li><li>6 آگوست, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/05/15/%d8%aa%d9%88/" title="تو">تو</a> (18)</li><li>21 اکتبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/07/29/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-4/" title="سخنی با خوانندگان-4">سخنی با خوانندگان-4</a> (41)</li><li>26 فوریه, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/12/07/%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%87%d8%a7/" title="تا باشه از این عروسی ها!">تا باشه از این عروسی ها!</a> (0)</li><li>12 جولای, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/04/21/%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%84-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa/" title="تونل وحشت">تونل وحشت</a> (2)</li></ul>
				<div>
					<h4>7 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>س.آنت:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d9%84%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%90-%d8%aa%d9%88/comment-page-1/#comment-10636">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							حالا دیگه کارت بجایی رسبده که پا تو کفش سهراب می کنی؟!!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4051">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4051">6 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/04/%d9%84%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%90-%d8%aa%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اردی بهشت</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/03/%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/03/%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Apr 2012 20:39:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه های آرام]]></category>
		<category><![CDATA[اردی بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت 91 ازدیبهشت آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[وقتی عاشق خودم می شوم!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4039</guid>
		<description><![CDATA[۱٫ اردی بهشت است و&#8230; از اردیبهشت نوشتن سخت شده. هر چقدر که در محیط ضاله فیسبوک تبلیغ اردیبهشت میکنم، در وبلاگ که میخواهم از اردیبهشت بنویسم، قفل میکنم. سخت است&#8230; اصلا کنار هم قرار گرفتن اردیبهشت و وبلاگ من را می ترساند. وقتی حرف از اردیبهشت وسط می آید، باید از عشق نوشت، صفا، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱٫ اردی بهشت است و&#8230;</p>
<p>از اردیبهشت نوشتن سخت شده. هر چقدر که در محیط ضاله فیسبوک تبلیغ اردیبهشت میکنم، در وبلاگ که میخواهم از اردیبهشت بنویسم، قفل میکنم. سخت است&#8230; اصلا کنار هم قرار گرفتن اردیبهشت و وبلاگ من را می ترساند. وقتی حرف از اردیبهشت وسط می آید، باید از عشق نوشت، صفا، دوستی، صمیمیت، وفا و اینها! خب سخت می شود دیگر، نمی شود؟!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>۲٫ اردی بهشت است و&#8230;</p>
<p>روزها رنگی تر از آنچه فکر می کردم دارند انعکاس رنگ هایشان را در چشم هایم می تابانند. همین طور راه می روم و اردیبهشت می شود! راه می روم و رنگ ها جلوی پاهایم عشق بازی می کنند. راه می روم و صدای پای آب می آید. راه می روم و بهشت زیر پاهایم بازی می کند. اردی بهشت است و این همه خوشبختی؟ محاله!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>۳٫ اردی بهشت است و&#8230;</p>
<p>فقط دوازده روز تا معراج؛ تا تولد؛ تا دوباره نو شدن. تا دوباره خیره شدن به دست های خدا و معنیِ معجزه شدن. تا دوباره عاشق شدن. تا دوباره خودم را دوست داشتن. تا عشق. تا خدا. تا دنیا زیباتر از همیشه شدن. تا من و تو و یک روز اردیبهشتی. تا عشق بازیِ روی پیاده روهای شهر. تا&#8230; تا آغاز زیباترین سال زندگی و پایان تلخ ترین سال دنیا!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>۴٫ اردی بهشت است&#8230; اردی بهشت مبارک!</p>
<h2  class="related_post_title">پست های مرتبط</h2><ul class="related_post"><li>27 آوریل, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/08/%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87-%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c/" title="غنچه ی کوچک اردی بهشتی">غنچه ی کوچک اردی بهشتی</a> (89)</li></ul>
				<div>
					<h4>79 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>نفیسه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/03/%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/comment-page-1/#comment-10527">۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							باز امشب ای ستاره تابان نیامدی         باز ای سپیده شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد بروی تو       افسوس ای شکوفه خندان نیامدی
زندانی تو بودم و مهتاب من چرا             باز امشب از دریچه زندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز       چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
دیوان حافظی تو و دیوانه تو من              اما پری به دیدن دیوان نیامدی
گیتی متاع چون منش اید گران به دست       اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4039">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4039">78 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/03/%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>79</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بی ربط</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%a8%d8%b7/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%a8%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 18:50:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[استاتوس]]></category>
		<category><![CDATA[ریزبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4022</guid>
		<description><![CDATA[زن باهاس وبلاگ داشته باشه از شوهرش توش بنویسه! چند نوشتۀ تصادفی16 آگوست, 2011 -- دلتنگی (76)19 نوامبر, 2011 -- طنزطبیعی با رضاساکی (27)18 آوریل, 2011 -- آسیب شناسی اشعار فولکوریک- 1 (12)16 دسامبر, 2011 -- فقط 12 ساعت (10)3 می, 2010 -- نامه ای به یک حاج آقا همتی! (0) 2 دیدگاه برای این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>زن باهاس وبلاگ داشته باشه از شوهرش توش بنویسه!</div>
</div>
<div>
<form action="http://www.facebook.com/ajax/ufi/modify.php" method="post"></form>
</div>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>11 آگوست, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1389/05/20/%d8%b7%d8%b1%d8%b2-%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/" title="طرز فکر احمدی نژاد!">طرز فکر احمدی نژاد!</a> (23)</li><li>17 فوریه, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/11/28/%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%a8/" title="شروع خوب!">شروع خوب!</a> (18)</li><li>2 مارس, 2010 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1388/12/11/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c%da%a9-%d9%85-%d8%b5-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%a7%d8%b6%d8%a7%d9%81%d9%87/" title="رنج نامه یک م.ص + توضیح اضافه!">رنج نامه یک م.ص + توضیح اضافه!</a> (0)</li><li>7 جولای, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/04/16/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d9%86%d9%87%d9%85-%d8%b7%d9%86%d8%b2/" title="تیم ملی مجلس نهم! (طنز)">تیم ملی مجلس نهم! (طنز)</a> (8)</li><li>9 ژانویه, 2009 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1387/10/20/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84/" title="من باب حواشی امتحانات امسال">من باب حواشی امتحانات امسال</a> (0)</li></ul>
				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>مریم ممم:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%a8%d8%b7/comment-page-1/#comment-10664">۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							بنویسه ک چی بشه؟؟؟؟؟؟؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4022">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4022">1 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%a8%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقص زبان!</title>
		<link>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d9%86%d9%82%d8%b5-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d9%86%d9%82%d8%b5-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 18:26:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی صالح پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[استاتوس]]></category>
		<category><![CDATA[ریزبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://dorbargardoon.bloghaa.com/?p=4007</guid>
		<description><![CDATA[از شبکه آی فیلم تقاضا داریم خواهشا هر چه سریع تر پخش فیلم هایی که آقای جهانگیر الماسی بازی کردند رو تعطیل کنند! چند نوشتۀ تصادفی16 آوریل, 2012 -- بعد از خداحافظی (1)6 فوریه, 2008 -- رویداد در گردون (0)20 دسامبر, 2011 -- بی بهانه (24)14 ژانویه, 2008 -- رویداد در من (0)9 می, 2010 [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>از شبکه آی فیلم تقاضا داریم خواهشا هر چه سریع تر پخش فیلم هایی که آقای جهانگیر الماسی بازی کردند رو تعطیل کنند!</div>
</div>
<div>
<div>
<form action="http://www.facebook.com/ajax/ufi/modify.php" method="post">
<div></div>
</form>
</div>
</div>
<h2  class="related_post_title">چند نوشتۀ تصادفی</h2><ul class="related_post"><li>27 ژانویه, 2012 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/11/07/%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%85%db%8c%d8%aa%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-3/" title="دایی‌میتی نوشت-3">دایی‌میتی نوشت-3</a> (29)</li><li>21 اکتبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/07/29/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-4/" title="سخنی با خوانندگان-4">سخنی با خوانندگان-4</a> (41)</li><li>11 اکتبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/07/19/%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84/" title="رونوشت بدون اصل">رونوشت بدون اصل</a> (5)</li><li>24 ژوئن, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/04/03/%d8%b3%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1/" title="سر روی شونه هام بذار">سر روی شونه هام بذار</a> (11)</li><li>20 دسامبر, 2011 -- <a href="http://dorbargardoon.ir/1390/09/29/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%db%8c%d9%90-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/" title="کارگریِ کلمات">کارگریِ کلمات</a> (4)</li></ul>
				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>سمیرا صحرانورد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d9%86%d9%82%d8%b5-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-10550">۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							من تقاضا دارم کلن خودش رو تعطیل کنه 
واقعن دلیل وجودی ش رو خودشم میدونه ؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_write=4007">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://dorbargardoon.ir/?cof_list=4007">1 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://dorbargardoon.ir/1391/02/01/%d9%86%d9%82%d8%b5-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

