با توجه به حواشی جالب بخش “نیم گفت” برنامه یا همان ارتباط وبکمی و به قول اهالی رسانه مصاحبه ویدئو کنفرانسی برنامه نیمروز، بر آن شدم خاطرات و حواشی مصاحبه هایی که برای این بخش رفتم را بنویسم با هم بخندیم!
…
مصاحبه با حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش
مکان: سالن اجلاس سران اسلامی
بنا بوده که چهارشنبه ها ارتباط زنده نداشته باشیم، یعنی قرار بوده نداشته باشیم اما مگر می شود شرایط مصاحبه با استاد حاجی بابایی مهیا باشد و ارتباط وبکم نگرفت؟! هادی خرسند که مسئول ارتباط بود رفته بود دانشگاه، کلاس و من قرار شد بروم برای مصاحبه!
با یک بنده خدا به نام کاظمی هماهنگ شده بود. تماس گرفتم و گفتم “می تونم با ماشین بیام داخل؟ پارکینگ دارید؟” گفتند آره و من هم با اعتماد به نفس وارد مجموعه اجلاس سران اسلامی شدم. خیلی منطقی داشتم وارد می شدم که مسئول نگهبانی اجازه ورود نداد و گفت اینجا وی آی پی یعنی پارکینگ ویژه ست. گفتم خب من هم ویژه م و وی آی پی م، چی فک کردی؟ (البته اینا رو توی دل خودم گفتم) گفتم والا از برنامه نیمروز اومدم و برای مصاحبه با وزیر! چون پشت سرم ماشین حاج آقای قرائتی مهمان ویژه مراسم منتظر بود، تا گفتم نیمروز، پرسید همون علی ضیا؟ گفتم آره… و گفت برو داخل ماشین رو پارک کن و بیا کارت ورودت رو بگیر.
من هم رفتم ماشین پراید درب و داغون خودم رو کنار ماشین حاج آقای قرائتی و کلی ماشین پلاک قرمز و خفن و شیشه دودی و سیاسی و اینا پارک کردم و کارت ورودم رو گرفتم و وارد مجموعه شدم.
داخل مجموعه شیر تو شیری بود. فقط یک چیزی را نفهمیدم، از این گیت های ورودی گذاشته بودند، Buy Cialis Super Active+ Online Pharmacy No Prescription Needed من هم با لپ تاپ و گوشی و کلی وسائل ممنوعه بودم، اتفاقا بوق خیلی بلند و رسا و خفنی هم زد ولی آقایی که مسئولش بود گفت برو! آخرش نفهمیدم تشکیلاتشون نمایشی بود یا من سالم بودم یا با ایکس ری منو تصویربرداری کردن یا چی! هر چی بود بدون هیچ گیری رفتم داخل مجموعه و پای منبر آقامون حاج عزت ضرغامی؛ رئیس کل نیمروز و نیمروزی ها!
بعد از کلی هماهنگی با کلی آدم، فضای هخامنشی وسط اجلاس رو در اختیارمون گذاشتن و یک سیم دادن و یک نصفه صندلی و یک میز نطلبیده که همینجوری یه بنده خدایی ناشناس گذاشت آنجا و رفت! تجهیزات را آماده کردم و وبکم و لپ تاپ و گوشی و مودم و همه وسائل را اماده کردم و تلاش عزیزان فنی برای رساندن خط مستقیم تلفنی هم بی نتیجه ماند و قرار شد با گوشی ارتباط صوتی را بگیریم. گوشی من هم خاموش شد و گوشی خود برنامه هم شارژ نداشت. آخر سر با گوشی همون بنده خدا آقای کاظمی ارتباط گرفتیم.
حواشی خود مصاحبه
خود جناب وزیر تشریف آوردن! بعد از تموم شدن سخنرانی آقای ضرغامی، استاد حاجی بابایی تشریف آوردن پشت وبکم برنامه نیمروز. قرعه به نام وزیر آموزش و پرورش افتاد و اولین وزیری که پشت وبکم نیمروز قرار گرفت؛ حاجی بابایی شد. نه سلامی و نه علیکی و نه اهمی و نه اوهومی و اینا! نشستند و گوشی رو توی گوششون گذاشتیم، هیچی نگفت بنده خدا! بهش نمیومد اینقدر مظلوم باشه.
مصاحبه شروع شد. از اونجایی که میزی که وبکم روش بود، خیلی پایین بود، نشستن آقای وزیر شاهانه شد و شبیه عکس های پادشاهان گذشته توی کتاب های تاریخ شد. کلی هم آقای زاهدی زنگ زد که بگو بهتر بشینه اما نشد، ینی نه اینکه نشه ها، استاد به حرفمون گوش نمیداد که! نه به دوربین نگاه می کرد و نه دست هاش رو معمولی نگه میداشت، کلا راحت بود.
حالا خود مصاحبه و حرفای جالب استاد و استیل نشستن ش یه طرف؛ واکنش اطرافیان خیلی جالب بود. همینجوری خبرنگارهای مختلف هی عکس می انداختن و من شده بودم مسئول اینکه بگم خواهشا بدون فلش عکس بگیرید. میخواستم بگم زیرنویس برن که “در این مصاحبه فلش دوربین دیده می شود!” بعد یک نفر هم بوم و دوربین گذاشته بود و مصاحبه ما رو بدون اینکه بدونن مجری چی داره میگه ضبط کردن. از اون طرف اون آقاهه کاظمی که مصاحبه رو هماهنگ کرده بود کلی شاکی شد که چرا دهن وزیر رو سرویس کردید؟ منم گفتم مصاحبه های قبلی رو ندیدی!
در نهایت مصاحبه به خیر و خوشی تموم شد و جناب وزیر همونجوری که اومده بودن، رفتن و بقیه هم رفتن و من موندم و کوله باری از خستگی و اینا!(شکلک مظلوم نمایی) مصاحبه با استاد حاجی بابایی یکی از مصاحبه های خوب و ویژه نیمروز شد و افتخارش هم نصیب من شد که در خدمتشون باشیم و اینا!
ان شا الله اگر خدا بخواد میریم سراغ بقیه ی شادی سازان و بتونیم در آینده در خدمت آقای نیکزاد و دانشجو و محصولی و شیخ الاسلامی و سایر Levitra coupon وزرا باشیم.