شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

اتوبیوگرافی

مهدی هستم. دایی میتی هم صدایم می کنند اما بیشتر “مَهدی” دوست دارم صدا شوم که متاسفانه کسی برایش تره هم خرد نمی کند. فامیلی م هم صالح پور است که خب، معرف حضور همه هست. متولد نیمه ی نیمه ی نیمه ی بهار سال ۱۳۶۸، دقیقا یک ماه قبل از فوت حضرت امام!

اصالتا اهل تبریز، فراعتا اهل تهران و نیمه ی جنوبی شهر؛ همین نزدیکی ها! دوران عدم، وجود، نوزادی، خردسالی، کودکی، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی را هم در همان جا (یعنی همین جا!) گذراندم و بدون تلاش، موفق به قبولی در رشته مهندسی معماری دانشگاه پیام نور واحد پرند (که البته الان شده مرکز پرند؛ برای ما که فرقی ندارد، برای حاج آقا مهم است که مرکز را واحد ندانیم!) شدم. الان هم اسماً هنوز  دانشجوی آن خراب شده – ببخشید آن شهر غریب – هستم ولی رسماً نه دانشجوی آنجا هستم و نه دوست دارم که باشم. والا با اون دانشگاه شون!

از دیرباز حتی دوران کودکی و طفولیت و اینها، علاقه وافری به صنعت چاپ و ژورنالیسم و رسانه و اگزیستیانالیستی و خوراسیسم و اینها داشتم (که البته پر واضح است که سه عنوان آخر ربطی به سه عنوان اول ندارد!) که در نهایت چرخ گردون ما را به این عناوین متصل کرد. و حالا متاسفانه یا خوشبختانه جزو قشر فرهیخته ی متفکرِ روشنفکرِ متعهدِ خلاقِ باحالِ (دیگه صفت باحال چی داریم؟)  اهم اهم ـِ اینها هستیم که بهمان می گویند فرهنگ کار! یعنی کسی که کارگری فرهنگی می کند، نه… یعنی کسی که کار فرهنگی می کند اما با شرایط خاص! یک جورهایی مثل بیمارهای خاص می ماند که توضیحش در این مقال نمی گنجد!

در حال حاضر نویسنده ی این وبلاگ حقیر و چند جای کبیر دیگر هستم که به علت ضیغ وقت از لیست کردنشان معذورم! (به اصرار دوستان انتهای این مطلب لیست تمام نوشته هایم را می گذارم تا بعد از درست شدن هارد لپ تاپ، لینک همه شان را برایتان بگذارم.) همچنین عضو فعال، فرهیخته، متفکر، روشنفکر، متعهد، خلاق، باحال و… گروه فرهنگی پرشان (به مدیریت حامد جوادزاده) هستم که بعد از تجربه موفق برنامه تلویزیونی نیمروز، ان شا الله بزودی با انرژی و اینها به صحنه روزگار باز خواهد گشت.

و اینکه؛ از بحث کار که کمی دور شویم، یک مرد اردیبهشتیِ احساسیِ بدبختِ سادهِ صادقِ دلشکسته ی زخم خورده ی… (دیگه صفت این تیپی چی داریم؟) هستم که از دیرباز تا کنون، سر این احساسِ لامصب م کلی دهانم به جاهای مختلف رفته و عنایتش و نمودارش رسم شده که تیم سازنده ی این احساس، در حال رفع باگ ها و نواقص هستند تا ان شا الله نسخه ی جدید احساسم را در ۱۵ اردیبهشت امسال رونمایی کنند!

اگر هنوز حس می کنید که این نوشته ناقص است، مشکل از خودتان است! جمع کنید بابا! دیگه سایز اعضا و جوارح را که قرار نیست بنویسم؛ آنها را در سایت های همسریابی می نویسم؛ بروید پیدایم کنید، ازشان مطلع شوید!