بازم فرزاد حسنی و محمد علیزاده
اینا رو گوش دادی
نگام نمی کنی چرا ؟
چرا نمیبینی منو
چرا ازم پس میگیری
شبهای با تو بودنو
صدا نمی کنی منو
چر ازم بی خبری
چقد باید گریه کنم
چرا منو نمیبری
تشنه تر از اشکمو باز
در انتظار هق هقم
برای بخشیدن من بیا بیا به بدرقم
تموم لحظه های من سیاه شده به دست من
…
…
چشمه دور و روشنت …
بگو نترسم از خودم که با تو التهاب نیست
بگو که در پناه تو فرصت اضطراب نیست
…
اینم خیلی قشنگه
منم مثل تو مات این قصه ام
تو هم مثل من امشبو دعوتی
…
…
تو این حس و حال عجیبو غریب
دو تا بال می خوای که رو شونه
تو از هر مسیری میرسی
تو از هر دری بگذری خونته
…
دعا می کنم تا اجابت بشه
دعا می کنم چون دلم روشنه
…
اینو دیگه خودم دارم
نه اینکه زحمت میل کردن اون یکی رو کشیدی و خیلی هم خسته شدی! میگم دیگه زحمت این یکی نیفته گردنت
مهدی صالح پور پاسخ داده در دی ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۳:
حافظه منو که داری! داغونه…
اصن میذارم وب همه استفاده کنن.
فکر کنم جدیدا خیلی موسیقی گوش میدی،نه؟یا اینکه جدیدا خیلی معنیشون برات مهم شده.احتمالا داره ی اتفاقایی میوفته نه؟!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در دی ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۷:
اتفاق قبلا افتاده!
باشه چشم درشوبازبذار زود میام…
باشه بابا
حالا نزن خودتو
من که انتظار ندارم اصن! بخدا راس میگم
درکت میکنم
(مهدی اگه یه کامنت جدی تو زندگیم گذاشته باشم همینه!)
جاده تحویله بهاره حالمو زیبا کن
بازم فرزاد حسنی و محمد علیزاده
اینا رو گوش دادی
نگام نمی کنی چرا ؟
چرا نمیبینی منو
چرا ازم پس میگیری
شبهای با تو بودنو
صدا نمی کنی منو
چر ازم بی خبری
چقد باید گریه کنم
چرا منو نمیبری
تشنه تر از اشکمو باز
در انتظار هق هقم
برای بخشیدن من بیا بیا به بدرقم
تموم لحظه های من سیاه شده به دست من
…
…
چشمه دور و روشنت …
بگو نترسم از خودم که با تو التهاب نیست
بگو که در پناه تو فرصت اضطراب نیست
…
اینم خیلی قشنگه
منم مثل تو مات این قصه ام
تو هم مثل من امشبو دعوتی
…
…
تو این حس و حال عجیبو غریب
دو تا بال می خوای که رو شونه
تو از هر مسیری میرسی
تو از هر دری بگذری خونته
…
دعا می کنم تا اجابت بشه
دعا می کنم چون دلم روشنه
…
با اجازه از این پستت تو وبلاگم استفاده کردم.با درج منبع!