خیلی سخته وقتی ببینی همش از فعل ماضی برات استفاده کنن. مهدی خوب بود؛ مهدی فلان چیزش خوب بود. مثل مرگ میمونه. شبیه سازی مرگه؛ وقتی اسم ت، بشه یه فعل ماضی و یه خاطره، اون موقه دیگه فرقی با یه مرده نداری. شاید حتی از مرگ هم سخت تر باشه، سخته دوران ماضی شدنت رو خودت با چشم های خودت ببینی… خیلی سخته.







agha mehdi shans avordi ke in doro bara dame dast nisti vagrna koshte boodamet ba in postaye . . . ey khoda az daste in agha mehdi
in hame too poste ghabl bacheha behet roohiye dadan khob ye kam roohiye begir pesar
alanast ke ba in postaye to bezanam zire gerye
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۹:
این روزها خیلی تلخ م… خیلی
مهدی داداش اگه الان اونجا بودم با یه گوشت کوب میکوبیدم تو سرت
تا اتفاق های دور و برت رو همش رو برعکس ببینی
به امید اینکه یه ثانیه بعدت بهتر از الانت باشه
علی یارت
راستی نظرا رو بجواب برادر من
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۵:
گوشت کوب؟ پلاستیکی دیگه؟
حالا کی این جملات نا امید کننده رو تو گوشت زمزمه میکنه
بگو گروه ۱۱+۱ رو بفرستم سراغشون
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۶:
کسی زمزمه نمیکنه… هست دیگه! یعنی بود.
اگه داداش خودم بودی یک هفته ای رو به رات میکردم
همونطور که خودمو رو به راه کردم
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۶:
یه هفته؟ زیاد نیست؟ یه روزه میتونی؟
سلام.این نیز بگذرد
علی یارتون
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۷:
گذشت…
ان مع العسر یسری
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۹:
فان مع العسر یسری
ببین آقا مهدی من یه کامنت برات گذاشتم حس میکنم ناراحتت کرد اما همه چیز اینجا تموم نمیشه اکثر بچه ها وب من میان ودرباره مسائل شخصی شما که کلا به ما ربط نداره میپرسن منم از جواب دادن عاجزم هر چند در جریان خیلی مسائل هستم اما حس کردم لازمه شما درباره حرف وحدیث پشت سرتون بیاید توضیح بدید که دادید
قصد دیگه ای نداشتم
در ضمن شاید این حرف کلیشه ای باشه اما خوب میدونم همه آدما تو یه مرحله از زندگی کم میارن بعضی هام که کلا زمین خورده خدایین
نمیدونم مشکلت چیه اما مطمئنم بدتر از آدمای اطراف من نیستی
تا حالا شده خودتو بذاری جای کسی که ۱۹سال از خدا عمر گرفته حلال حروم دینشو رعایت کرده به امید اینکه فقط در آینده یه زندگی آروم وعاشقانه داشته باتشه…بعد تو همین سن به خودش بیاد ببینه با یه درد علاج نه هیچ وقت میتونه ازدواج کنه …نه لذت آغوش کشیدن نوزادی رو تجربه کنه.
به خودش بیاد ببینه کسی که ۳سال کنارش بوده به امید ساختن یه سقف مشترک حالا پشتشو خالی کرده…تنهاست کم آورده امید وآرزو کجای زندگیش میتونه باشه؟
اما من از همین آدم درس زندگی یاد گرفتم درس محکم بودن درس اینکه تمام غصه های دنیا بریزه تو دلم جای یه قطره اشک زهرای مرضیه رو نمیگیره
درد نداشتم …غصه ندارم…بی پولی نکشیدم به خاطر موقعیت خاص خانوادم همیشه همه چی برام فراهم شده…اما این دختر کاری کرده که خدا هر غمی بهم بده پوست کلفت باشم
مهدی نمیدونم دردت چیه…دوری.پول . مسکن.خدای نکرده درد ناعلاج…
مشکل جای دیگه است مهدی اینقدر خودتو نساختی که پوست کلفت بشی …یه چیزی یه جایی جا گذاشتی برای همین حالا گیر افتادی
من آدم سرطانی دیدم.زمین خورده همیشگی دیدم اما ازشون نشنیدم که بگن دلشون از خدا گرفته…
مهدی!!!چی تو زندگیت گم کردی که میگی دلت از خدا گرفته
اینو الن که مشکل داری ودلت گرفته نمیگم…اما به صاحب این لحظه ها قسم اولین بار که اومدم متناتو خوندم فهمیدم یه چیزی نیست تو زندگیت که هنوز بعضی چیزارو درک نکردی
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۱:
چرا از جواب دادن عاجزی؟ اصن چه دلیلی داره شما بخوای جواب بدی که بخوای عاجز هم باشی! بی خیال خواهر!
+دارم دنبال اونی که نیست می گردم.
سلام آقا مهدی آره این روزا برات خیلی سخت و تلخه شایدم خیلی آروم میگذره اما مهمترین چیزی که باعث میشه این روزا یه کم قابل تحمل تر بشه و زودتر بگذره امیدواریه ، امیدواری به آینده به اینکه در آینده حتما روزای شادی وجود داره فقط کافیه امیدوار باشی تا این روزا به سرعت برق و باد بگذره این حرفا شعار نیس من واقعا تجربه کردم و زندگیم همیشه با همه نامهربونیاش برام شیرینه
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۱:
کلا امید چیز خوبیه… اگر نبود، میرحسین موسوی الان دق کرده بود.
سلام
تو رو خدا اینقد با یاس ننویسد
من نمیدونم تو دلتون چی میگذره …….
انشالله که خدا کمکتون کنه
اگه من به عنوان ی دوست میتونم کمکتون کنم
منوازخودتون دریغ نکنید
من هستم
الهی که همیشه شاد باشید
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۲:
مرسی از همتون
مهدی بابا خوووووووووووووب شو
میدونم الان میخوای بزنیم با این حرفم ولی نمیدونستم چی بگم
یه نگایی هم به عکسای سمت چپ بکن
به همون عکس دبیرستانیت
ببین چه بی خیال بودی
حیفی به خدا
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۲:
اون موقه هم بی خیال نبودم! از اول یه چیزی واسه دپ بودن داشتم!
مهدی خوب هستی؟؟؟
مهدی کامنت ها خوبه ؟؟
مهدی فر دا باید بری بر نا مه ……
کسی اینجا از فعل ماضی استفاده کرد نکرد خودش می ونه ……آره
مرگ بر فعل ماضی
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۲:
جمله سوم رو مطمئنی؟
مهدی خوش بحالت که مینگیل مینگیل آدم دل نگرونتن
مهدی خوش بحالت که غصه هاتو میاری میریزی اینجا و تقسیم میشه رو شونه های ما
مهدی خوش بحالت که حالت بده
مهدی خوش بحالت که بغض می کنی
مهدی خوش بحالت که من به حالی که داری حسودیم میشه
مهدی خوش بحالت که خدا دوست داره و درد ریخته تو زندگیت
مهدی خوش بحالت که داری امتحان پس میدی
مهدی خوش بحالت
خوش بحالت پسر
میخای برو سوار اسپایدر کمرا شو،از بالا به زندگیت نیگا کن… مهدی میدونستی عمیق ترین دره ها از بالا چقد قشنگ دیده میشن؟
وای حالم داره از خودم به هم میخوره بس که تو این مدت این همه حرف فخیمانه زدم
آخه چی بگم بت؟
رفتی رو اعصاب خودت،فک کردی آخر دنیاس؟
اصن فوقِ فوقش بت گفته باشن یه هفته دیگه بیشتر زنده نیستی، دیگه آه و ناله داره؟ مگه همین یارو که تازه مرده-رئیس اپل منظورمه- بش اینجوری نگفته بودن؟
اصن بت گفته باشن کسی که عاشقشی دیگه مال تو نیس…دیگه مردن داره؟ عوض اینکه خودتو به نابودی بکشونی،بشین دو سه کلوم حرف عاشقونه بنویس… بابا منم عاشقم…منم میفهمم…
مهدی خودتو بکشی ها، بری آسمون و برگردی زمین،بازم همون «م.ص»ی هستی که بودی… دیگه فعل ماضی و مضارع نداره که…میگن که واسه سه گروه آدم زمان معنا نداره: ۱٫عارفا ۲٫ عاشقا ۳٫ منجما
حالا دیگه هی بیا تکل بزن زیر پای خودت… هی بگو ماضی… هی ساعتو بکش به رخ خودت… مگه تو عاشق نیستی؟
آقا مهدی،اساسن من معتقدم که آدم باید غصه هاشو بگه. اگه من و امثال من بت بگیم که دس بردار از این کارا که چیزی درس نمیشه که… فقط سعی کن به خودت کمک کنی… چن قدم برگرد،ببین بین خورده ریزه هات که ریختن زمین، دلت سالم مونده یا نه؟
یاعلی بگو… مردا تو سختی از نامردا معلوم میشن
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۳:
عجب کامنتی گذاشته عطیه خانومِ همتی… ایول عطیه
چرا اینقدر این روزها تلخید آقای صالح پور؟چرا؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۴:
یه مشکلی بود… و هست… ینی کاریش نمیشه کرد. ولی به خدا عاشقانه و اینا نبود!
ماضی شدی؟
خب میخوای بریم تو کار مستقبل؟
بابا جمع کن خودتو!کی چی مثلا انقد دپی؟
یعنی الان اینجوری همه چی اوکی میشه؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۵:
کلا کاریش نمیشه کرد… ولی فراموش میشه
با این همه تلخی که تازگیا اومده سراغت خیلی دوست داشتم جای تو بودم
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۵:
چرا؟
Godnowhere میتونه خونده بشه خداهمین الان اینجاست یاخداهیچ جانیست بستگی به نگاه تو به زندگی داره
گفتی خداناامیدت کرده خجالت بکش پسراین چه حرفیه بدون خدا اگه بهت غم داده واسه اینه که دوس داره صداش کنی دوس داره همه بفهمن بندش توکل کردن به خداشو باهیچ چیز عوض نمیکنه پاشو آفرین دنیاکه به آخرنرسیده یه دقیقه فک کن امکان داشت مشکلت بزرگتربود اون وقته که میفهمی مشکلت زیادم بزرگ نیست چقدرفخیمانه حرف زدما!
به قول همون جمله قشنگ :اگه سنگ سر راه رود نباشه صدای آب قشنگ نمیشه پس از سنگ های سر راهت نگران نشو
فخیمانه حرف زدن بسه نمیدونم چراماهروقت خوشحالیم۰٫۵روزی ها ناراحتن ماهم افسرده میشیم
مثل رفتن آقاحامد حالاهم که شما دپرشن حاد گرفتی
یادت باشه زندگی یعنی همون جایی که هستی باهمون چیزایی که داری همون که از دستت ساختست انجام بدی
یه جمله معروف میگه که
عکسای قشنگ یه توتاریک خونه ظاهرمیشه
پس شاید خدامیخواد ازت عکس قشنگ بندازه پس لبخندیادت نره آرزودارم دلت ازغصه هاخالی شودسهم تواز زندگی یک عمرخوشحالی شود
این نیز بگذرد(روزهای غمگین)
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۶:
ناامیدی ه اجتناب ناپذیره… گاهی وقتی همش بدبیاری میاری، ناامید میشی دیگه
وقی چترت خداست بذار ابرسرنوشت هرچه میخواهدببارد
خوشحال باش که بچه هاواست ناراحتن وبرات دعامیکنن
حالادیدی اوضات وخیم نشده هنوزجای امیدهست؟دنبال ردپای خدا توزندگیت بگردمحاله پیداشون نکنی مگه خودت بخوای نادیدشون بگیری
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:
خدا… امروز پیداش کردم دوباره انگار
برات دو رکعت نماز صبروحاجت خوندم بیشترین کاری بود که می تونستم بکنم
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:
مرسی:) واقعا مرسی از همه
فقط تو زندگی خودتو نبین!!!!هر کسی شاید ۱ غمی داشته باشه!!!تازه خوشباحالت که میتونی بیای اینجاو درد دل کنی!!اگه مثل من۱ ادم قد بودی و تاحالا تو زندگیت با هیشکی دردودل نکرده بودی و همه بدبختیا و مشکلاتو ریخته بودی تو خودت تا جایی که حتی نذاری هیشکی حتی دوستای صمیمیت وخانوادت چیزی بفهمن چی؟؟؟؟؟؟؟؟خوشحال باش که حداقل مثل من انقدر قد(ghod)نیستی و همه چیزو تو خودت نمیریزی!!!!من موندم چرا به من میگن تو عین پسرا همه چیزو تو خودت میریزی!!!اما تو پسری و انقدر برون گرایی!!بابا سنگ از اسمون بیاد صخره جا نمیزنه!!!غصه نخور خدا چشمش بازه همه مونو میبینه!!!…………………………
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:
من دنیای مجازی اینجوری م ها! دنیای واقعی م یکی دیگه س
سلام
دست تو در دست خداست
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:
شاید…
سلام آقا مهدی تازه جوابتون تو اون کامنتمو خوندم به خدا شرمنده خیلی خیلی معذرت میخام خیلی خیلی ببخشید
امیدوارم به زودی روزای شیرین خودشو بهتون نشون بده آمین
آقا مهدی ما همیشه یاد گرفتیم که بزرگترا نصیحتمون کنن…البته من نَ بزرگترم نَ در اون حدم که بخوام شما رو نصیحت کنم ولی چیزییه که تو برنامه خودتون(نه ببخشید برنامه خودمون)یاد گرفتم اینکه صـــبور باشم…قانع باشم…
من نمیدونم چه اتقاقی برا شما افتاده ولی با خوندن پستاتون فهمیدم که از همه کس و همه چی ناامید شدین…اینو یادت باشه که ناامیدی از لطف و رحمت خدا،خودش بزرگترین گناهه.ما هممون تو این دنیا برا امتحان و آزمایش آفریده شدیم پس باید سعی کنیم که از این امتحانها سربلند بیرون بیایم.
اگه مثله داداشم دوست نداشتم اینارو برات نمی نوشتم.من همیشه وقتی از این اتفاقا برام مییوفته یه جای خلوت با خود،خودش درددل میکنم…خیلی آرومم میکنه.
این آیه رو همیشه یادت باشه..**الا بذکر الله تطمئن القلوب**
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۸:
الا بذکر الله تطمئن القلوب
اینو با پوست و گوشت و استخون درک میکنم.
بابا بی خیال
چرا نا امید
برو خدا رو شکر کن
باور کن همین که هستی همین که نفس میکشی یعنی باید امید داشته باشی
اصلن نه اینده نه گذشته حالتو دریاب
اگه فکر میکنی خیلی زندگیت سخت شده باور کن یه عالم زندگی شنیدم و دیدم که چقدر سخت بوده و جه طور خدا رو شکر می کردن و نا امید نشدن
نمونشم دیشب بود به خودم گفتم خاک تو سرت بهار همین که یه سقفی بالا سرته همین که خودت روپای خودتی باید خدا رو شکر کنی بعد هی نق و نوق اضافه میزنی
با با امید داشته باشه لطف خدا بیشتر از جرم ماست
یه چی بگم هر چی هست رهاش کن بیخیالش شو به خدا بگو خدا یا سپردمش به تو یه عمر من خواستمو نشد حالا تو برام بخواه اونوقت بهترین حالو بهت میده
به خدایی خدا خدا وکیل خوبی بهترین وکیله
خدا خیلی بزرگه بخیلم نیست اگه چیزی میخوای و نمیده واسه اینه که یا بهترشو میخواد بده یا زمانش نیست
از این حال دربیا هرچی بیشتر توش بری بیشتر غرقت میکنه
ماشاالله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
امیدت حق
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۲:
امید چیز خوبیه… امید نبود که الان من خودکشی کرده بودم.
سرت و بالا کن یک چیزی بگم .تو فکر میکنی فقط خودت این روزا رو تنهایی میکشی نه بابا همه از این روزا دارن.
تو دوستای خوبی داری که با ناراحتیهات ناراحت میشن.میتونی راحت درد دلت رو بنویسی واسشون .دارن خودشون رو میکشن که خوب شی .
اگه از بهترین دوستت ضربه ای میخوردی که واسه بلند شدن چند سال وقت میبرد چکار میکردی .اگه کسی جواب ایمیلات رو نمیداد.اگه به ایدهات میخندیدن.هزارتا اگه دیگه .همین الان برگه بردار به داشتهات فکر کن بنویس .برگه برداشتی .دارم جدی میگم پا شو بنویس ۱-میتونم بنویسم۲-وبلاگ دارم که هزارتا رفیق توشه۳-تنت سالمه۴-واسه یه برنامه تلویزیونی کار میکنی۵- درس خوندی۶-……دیگه بقیشو خودت پر کن ازت راضی نیستم بی محلی کنی .
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۲:
وقتی ناامیدی، اعتماد به نفس ت هم داغونه. همش نیمه خالی میبینی
ببین مهندس، منم قبول دارم که خیلی سخته آدم ماضی شدنش رو با چشم ببینه، خصوصا اگه نویسنده باشه.
اما باید یه تکون به خودت بدی، باید دوباره واسه همه مضارع کنی خودتو.
ببین کجای کارت ایراد داشته که رسیدی به اینجا (بی خیال بی معرفتی بقیه)
بقیه غصه آدمو نمی خورن، قبلا هم بهت گفتم، خودتی که باید به داد خودت برسی. بجنب تا دیر نشده، پاشو دیگه
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۴:
خودم باید به داد خودم برسم اما… گذشت
با تشکر از محقق عزیزی که با سرچ عبارت “مهدی صالح پور خوب بوده و هست” وارد این وبسایت شده اند.
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۸:
دستشون درد نکنه
مهدی دارم میرم تو گوگل سرچ کنم«ایمیل مهدی صالح پور»…حالا فردا نیای تو سخنی با خوانندگان مسخره م کنیا… گفته باشم
حواست باشه… من که اینقد دوست دارم، غصه تو میخورم، دیگه انصاف نیس ضایه م کنی… چیکار کنم خب…ایمیلتو میخام :S …. قربون دادا
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۸:
mahdisalehpoor@gmail.com
سلام…خوبی ایشاا…؟؟؟
میدونی ضمیر ناخودآگاه تاثیرش بیشتر از ضمیر خودآگاه ست ینی اگه تو هی به خودت بگی حالم خوب نیس حالت بد میشه ولی اگه سعی کنی خوشحال باشی و به خودت بگی من خوشبختم به احتمال زیاد حالت هم خوب میشه..”"”"”"تو لحظه زندگی کن”"”من ای جمله رو ازیه نفر شنیدم ازون روز هر وقت از زندگی ناامید میشم به ای جمله فک می کنم …همون موقع حالم خوب میشه..
یه جمله فوق العاده است که وقتی ناراحتی شادت می کنه ووقتی خوشالی ناراحتت… میدونی اون چیه؟؟؟!!!!”"”"این هم میگذره”"”"”واقعا همیجوریه هاااااااااااااا!!!!
خدافس..
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۹:
گذشت اما چه گذشتنی!
پیداش نکردم :(
البته اینم مد نظر باشه که حوصله ی گشتن ندارم…خوابم میاد…چشام هم درد میکنن
مهدی کماکان منتظرم بیای یه پست جدید بذاری، ببینم هنوز داغونی یا حالت بهتر شده… امیدوارم«گزینه۲»درست باشه
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۹:
گزینه ۲ !!!
به عزتم و جلالم و عظمتم و ارتفاع مکانم بر عرش سوگند که امید هر آن کس را که به غیر من امیدوار باشد ، قطع می کنم و آرزویش را به یأس بدل می کنم و در میان مردم لباس مذلت برایش می پوشانم . و او را از قرب خودم دور می کنم و از وصلم دورش می سازم .
آیا در شدت ها به غیر من امید می بندد ، حال آنکه شداید در دست من است ؟
و به غیر من امیدوار می شود و با فکرش درِ دیگری را می زند، در صورتی که آن در بسته است و درِ لطف من برای هرکس که مرا بخواند ، گشوده و باز است؟
پس کیست که در سختی هایش به من امیدوار باشد ؟
و کیست که در امر مهمی به من امیدوار باشد و من امید او را قطع کنم ؟
من آمال بندگانم را در پیش خود محفوظ قرارداده ام ، ولی آنها به حفظ من راضی نیستند.
آسمانها و زمینم را از ملائکه ها پر کرده ام، کسانی که از تسبیح من دچار ملال و خستگی نمی شوند و امرشان کرده ام درهای موجود میان من و بندگانم را نبندند، ولی آنها (بندگانم) به قول من اعتماد نمی کنند.
آیا نمی داند کسی را که من با مشکلی از مشکلاتم در رحمت بر او ببندم، کسی جز من نمی تواند مالک کشف و رفع آن شود ؟
پس او را چه شده که پس از اذن دادنم بر او، او را ناله کننده بر درگاه خود نمی بینم ؟
با جودم چیزی (نعمت) را که از من نخواسته بود برایش عطا کردم و سپس آن (نعمت) را از او گرفتم، پس بازگشت آن (نعمت) را از من مسئلت نمی کند و از غیر من می خواهد، آیا مرا اینگونه می بیند که قبل از مسئلت با عطا آغاز کنم آنگاه آن را از من بخواهد، من جواب ندهم ؟
آیا من بخیل هستم تا بنده ام به من بخل ورزد ؟
آیا عفو و رحمت به دست من نیست ؟
آیا من جایگاه (برآورنده) آرزوها نیستم ؟
پس کیست غیر از من که قطع کند ؟ آیا امیدواران به غیر من نمی ترسند که به آنها (غیر من) امید می بندند؟ پس اگر اهل آسمان من و اهل زمین من، همگی به من امید بندند و من همه آنچه را که امید آنهاست برایشان عطا کنم، از ملک من ذره ای کاسته نمی شود.
و چگونه کم گردد ملکی که من قیّم آن هستم ؟
پس بدا بر ناامیدشدگان از رحمت من،
و بدا بر هرکس که عصیانم می کند و مراقب من نیست
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۹:
میدانم هر از گاهی دلهاتان تنگ میشود.همان دلهای بزرگی که جای من در ان است انقدر تنگ میشود که حتی یادت میرود من انجایم.دلتنگیهایت را از خودت بپرس.
نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.هنوز خدایت همان خداست!هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمیخواهم تو همان باشی!
نگران شکستن نباش!
شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.اما جنسش عوض نمیشود…
چون من شکست نا پذیر هستم…
چون مرا داری…
چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را مینوازد…
چون هر گاه تنها شدی تازه مرا یافتی…
چون هر گاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیدم.
درست است مرا فراموش کردی اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمیخواهد غمت را ببینم …میخوهم شاد باشی..
این را من میخواهم…تو هم میتوانی این را بخواهی.
من گفتم و جعلنا نومکم سباتا( ما خواب را مایه ارامش شما قرار دادیم)……..و من هر شب که میخوابی روحت را نگاه میدارم تا تازه شود…
نگران نباش!دستان مهربانم قلبت را میفشارد.
شبها که خوابت نمیبرد فکر می کنی تنهایی؟من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
پروردگارت….
خوبید؟
اینابه خودم آرامش میده گفتم شاید بخواید حرف خدا رو هم بشنوید
در ضمن گله از خدا عیب و گناه نیست ناامیدی ازشه که ناراحتش میکنه
بگو یا علی
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۰:
خیلی خوب و آروم بود… مرسی
من فکر کردم فقط برای من اینجوری …….نگو پ واسه همه هست …….
خیلی سخت جلو روت بر میگردن میگرن اخه این ستاره چقدر خوب بود بابا من هنوز زندم هستم نفس میکشم همونم که بودم بی شعور نفهم بفهم که من هستم ………………….درکت میکنم ……………همتونو درک میکنم
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۱:
شکلک نفس عمیق
سلام چرا اینقدر اینا براتون اهمیت داره بی خیال باشین اگه بخواین به این چیزا همش فکر کنید از پا در میاین . واسه همه هست . نمیگم بی خیال بی خیال باشین اما هر چی کمتر فکر کنید بهتره یه توصیه می کنم حالتون این روزا اصلا خوب نیست یه سفر برین خوبه .
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۳:
تنها چاره ش فکر نکردنه
منم دقیقا حالم مثل تو خیلی گرفنه …
کاملا می فهمم چی میگی ….
بعضی وقتا فکر می کنم این که خدا میگه هرکاری داری من از ته دل صدا کن و یا ملائکته ای قد استجیبوا … همش مال تو کتاباس … خودش هرچی بخواد همونه …
دقت کردی خدا فقط با بعضی بندهاش حال میکنه ..
انگاری کلا مارو delete کرده …
بعضی وقتا حس می کنم خدا باهام لج می کنه هرچی می خوام نمی ده حتی اگه حداقل ۲سال واسش جنگیده باشم …
با این حال خدا چاکرتیم ….
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۴:
توی خوبی خدا شکی نیست اما این حکمتش دهنمونو صاف کرده
سلام!
چرا انقدر به خودت گیر میدی؟
زندگی اینقدرام سخت نیست!
مهدی یه چیزایی رو قبلن نداشت ، حالا داره
یه سری چیزارو الان داره که قبلن نداشت!
چرا مثه فال ورق، میشینی قسمتای خوب زندگیتو میچینی جلوت و حسرتشونو میخوری؟
و یاد نمیگیری که باید امروزتو درست کنی که حالت بهتر شه!
اینارو استادم بهم گفت!
بهتره بگم استادم!
اون ورقا رو بذار کنار!
حال ِ خودتو بسنج! حرف مردم همش هس. مهم اینه که تو اینی که هستی رو دوس داری یا نع!
اگه دوس داری ، حرف بقیه رو بریز دور!
زندگی اونقدرام ارزششو نداره…
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۵:
آره… ارزششو نداره.
چقدر این روزا همه از جمله ما دلمون گرفته…چقدر همه چی مزخرفه…چقدر دلا غصه س..چقد بددددد
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۷:
پاییزه…
سلام! ببخشید تو این موقعیت یه سوال بی ربط دارم!! (آیکون خجالت برای بی توجهی به شرایط)
چرا لا به لای جمله ها و پست هایی که می نویسین کلمات انگلیسی میاد؟!
با این وجود ما که کم نمی یاریم همه رو می خونیم ولی خوب دیگه دیکه! : )
(اگه هنوزم دپ تشریف دارید ان شاالله یا امشب یا دیگه حداکثر تا فردا صبح حالتون خوب میشه! پناه به خدا )
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۷:
اینم یه بدبیاری دیگه س. میگن هک شدم و وبروس گرفته وبلاگم! مثل خودم!
سلام.به امید بهبود آقای صالح پور.شما پسر خوبی بودی و هستی و انشاالله خواهی بود.
ببین برادر سه زمان برات استفاده کردم .دیگه انشاالله همه غم ها تمومه.ولی آقای صلح پور بعضی وقتها غم ها تو زندگی خیلی لازم اند تا یه چیز هایی رو یاد آدم ها بیارن.
یاعلی
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۸:
آره… بعضی هاشون لازم ن… خیلی هم لازمن.
سلام….
وای اقا مهدی اگه به جز روحیه دادن کار دیگه از دستم بر میاد بگو
دادا رودروایستی نکن بگو…..
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۸:
مرسی..
حالا می پرسم؟؟؟؟
آینده روشنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۸:
هنوز روشنه… خط آخر پست قبل رو بخون
منم دلم گرفته داش مهتی زندگی همینه باید باهاش بسازی.حس تو درک میکنم .ولی همیشه که اینطوری میشم پیش خودم اینو میخونم آروم میشم تو هم بخون شاید فراموش کنی………………..
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا نیامدست فریاد مکن
برنامده وگذشته بنیاد مکن حالی خوش باش عمر بر باد مکن
راستی یه چیز ذیگه .این یکی رو فراموش نکن(چو رخت خویش بربستم ازاین خاک همه گفتند با ما آشنا بود ولیکن ندانست این مسافر چه گفتو با که گفتو از کجا بود)قدر خودتو بدون مهم اینکه خودت خودتو قبول داشته باشی نه تا حد غرور .داش مهتی………
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۹:
بعله….
مهدی خوب بود!
مهدی بد بود!
مهدی تلخ بود!
مهدی خاطره بود!
مهدی ماضی بود!
مهدی عاااشق بود!
بود!
بود!
بود!
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مهدی خوب شد…!!؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۹:
با اجازه بزرگترها بعله!
یه سربه
وبلاگ گاگول
بزن یکم بخندی
سرچ کن :گاگول و تربچه
خاطرات روزانه مامان و یه پسر بلبل زبونه
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۰:
یکی دیگه هم هست اسمش یادم رفت الان! یادم اومد میگم!
سلام اقای مهدی خان من نه شمارو میشناسم نه وقتی برای دیدن برنامه تی وی دارم ظاهرن حالت خرابه خیلیم خاطر خواه داری جالبش اینکه یه سری دختر ساده از سر بیکاری میان اینجا دلداریت میدن من نوکر همشونم هستن اما یه سوال ازشون دارم
خواهرای خوبم من به وبلاگ همه تون سر زدم تا اونجای که فهمیدم هیچکدومتون عقاید مشابه این اقای صالح پور وندارید خانوم بهاره خانوم شایسته جان
شاپرک زهرای ۹۰شما واقعا تمام مطالب این وبلاگو خوندین؟ زهرا خانوم شما چرا شما که وبلاگت عشق به امام عصر ورهبر ورییس جمهورت تو چشم میزنه جای شما اینجاست ؟شما پستهای خرداد وتیرو…۸۸این اقا رو بخونید این ادم علنا رهبر این مملکتو زیر پا میذاره اگر خوندی وبازم اومدی اینجا به استوار بودنت شک میکنم
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲:
به قول دوستان ملاک حال فعلی افراده. اما خب اکثرن نخوندن. کاریش هم نمیشه کرد.
داداشی بهتری ؟مارو بیخبر نذار دق میکنیم ببین چندتا کامنت بی جواب داری
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲:
همشونو ج دادم!
آقا من نگرانم
کی میتونه منو مطمئن کنه که مهدی کاری دست خودش نداده؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳:
نه بابا! اونقدر دین و ایموشن ضعیف نشده کار دست خودش بده!
خنم همتی!!!!شکلک چشمک
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳:
بعله
خدا جــــــون … دی وی دی ریکاوریه مهدی صالح پور رو بهش بده شاید حال و هوای پستاش عوض شه مردیم از بس حرف ازخودکشیو، روح کشیو، جسم کشیو، شبه مرگو خود مرگو از این جور حرفا شنیدیم.(شکلک التماس به درگاه خدا)
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳:
دی وی دی ریکاروی رسید!
salamalekom agha mehdi
oomadam ye chizi begam adam vaghti halesh bade hich harfe roohiye dahandei nemitoone aroomesh kone ya bayad zaman begzare ya oon mozooe hal beshe faghat omidvaram to intori nabashi
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:
یه مدت به زمان نیاز هست… حل میشه
خدای من کمکم کن نفسم بالا نمیاد
پاهام قدرت قدم برداشتن نداره اما هرجور شده از این کوه بلند میرم بالا…کار مهمی دارم
یکی دستمو بگیره دارم میرسم…
خدارو شکر رسیدم قله کوه
نفس عمیقی میکشم
مهدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:
بلههههههههههههههههههه
کجایی پ؟
ملت رفتن بالای کوهای مملکت دارن داد میزنن،شاید پیدات شه… نیستی نه؟
خب نباش
شنیدم که میگن مردا وقتی غصه شون میگیره،بیشتر دوس دارن برن تو غار تنهاییشون و وقتی بیرون میان اصن از این رو به اون رو میشن
راستی، رفتی تو غار اگه گنجی منجی چیزی دید ما رو بی نسیب نذاریا
+ من آخرش نفهمیدم نسیب درسته یا نصیب/ نسبت درسته یا نصبت/ نصب درسته یا نسب…
+ جا دارد عرض کنم دوستانِ جانِ خواننده ی اینجا و اونجا،لطفن مهملات ذهنیِ خویش را همین جوری به صورت مینگیل بیان ننمایند. شما چه کار دارید به این کارها… گیریم که همینجور باشد که دوستان میفرمایند(واقعن چن درصد؟!)… چی گیر کی می آید؟
)
اصلن هرکس عاشق است به خودش مربوط است… دخالت بی جا و ابراز نظر موقوف بی زحمت – با خودم یودم(به قول بعضیا!
با تشکر
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷:
لایک به پی نوشت دوم!
این حرفای که میزنم سر سوزن به پستت ربطی نداره آقا مهدی درددله
دلم میخواست جات بودم روزی هزار بار خدارو شکر میکردم که عشقم کنارمه دوسم داره
خدا رو شکر میکردم این همه ادم مواظبتن که خار به پات نره
من داغونم اینقدر که خودمو زدم به بی حسی وفکر میکنم خیلی شادم همش میگم مهدی قوی باش مهدی خدا بزرگه مهدی…
مرگ تدیجی میدونی چیه؟اینکه بدونی عشقت یه توهمه…اینکه از یکی بیزار باشی اما به خودت بیای بفهمی دلت هواشو کرده …بفهمی طرف خودش مثل تو اسیره ولی یه جا دیگه…با یکی دیگه!
کسی هست بفهمه حال منو؟؟؟؟؟
تو سن من توهم عشق خنده داره
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸:
…
اقای صالح پورشمادیگه خیلی داغونی…بابابیخیال تابهمن!به این میگن مرگ تدریجی…
خدایی کل شعره که واست نوشتم خوندی؟حوصله ت شد!؟!؟
حالااینوبخون باحال ترازقبلیه:
به تیغم گرکشددستش نگیرم/وگرتیرم زندمنت پذیرم
کمان ابرویت راگوبزن تیر/که پیش دست وبازویت بمیرم
غم گیتی گرازپایم درارد/بجزساغرکه باشددست گیرم
بر ای ای افتاب صبح امید/که دردست شب هجران اسیرم
به فریادم رس ای پیرخرابات/به یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسوی توخوردم دوش سوگند/که من ازپای توسربرنگیرم
بسوزاینخرقه ی تقوی توحافظ/که گر اتش شوم دروی نگیرم
باید یه خصوصیات داشته باشی تاحافظ ودرک کنی…
چراااااااینقدرحالت خرابه؟مامانت بهت هیچ چیزنمیگه؟مثلن پسرم ازکف رفت وازین جورحرفا….
جون هرکی دوس داری سری بعدکه اومدم دوسه تاطنزبنویس شادشیم!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸:
در دنیای واقعی اوضاع فرق داره. نمیشه بعضی رفتارها رو داشت. نمیشه…
اه یه جوری شدم!!!حالمون گرفته شدرفت…
نکن توروخدااین کارارو!معنی این نوشته هایعنی چی؟یعنی عاشقی؟
اگه هستی خیلی خوبه اماچرااینجوری؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸:
چه جوری؟
ها؟ خو هست دیگه! چیکار کنم؟
آره… گرفتم و گوش کردم. مرسی
آخه پسر خوب من میگم چرا اینقدر این روزا تلخید پا شدی جواب میدی، واسه من قسم میخوری میگی به خدا عاشقانه نبود !!!آخه کجای حرف من اشاره به عاشق شدن داشت؟؟؟
مگه هر کسی غم و غصه داره باید شکست عشقی خورده باشه؟؟؟
چرا اینجا نمیشه نظر خصوصی گذاشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در مهر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۲:
ترجیح میدم ج سوالاتونو ندم. خواهشا فضا رو خاله زنک نکنید.