از دیگر مشکلات زندگی من، صبح های روز تعطیله! وقتی باید با چشم های پف کرده ساعت ۱ ظهر برم دنبال نون تازه واسه صبحونه و بدتر از همه اینکه همیشه باید از سوپری سر کوچه پنیر و کره و خامه و اینا هم بخرم! هر دفعه دو سه کیلویی رو آب میشم به خدا!
مشکلات مضحک – ۳
[تاريخ:۱۰ شهریور ۱۳۹۰] ~ ریزبلاگ







پسری دیگه ….باید از اینکارا بکنی تا قدر عافیت بدونی…بیچاره مامانت چه میکشه از دستت!!!
صرفت میکنه بری سوپری سر کوچه؟/؟؟خب بگوصبح زود شاگردشو بفرسته واست پنیر و کره و خامه بیارن در خونه بعد بگو بره یه دفعه نون تازه و خوب واست بخره…بعدم بیاد تو خونتون سفره صبحونه رو آماده کنه و فقط خیلی سروصدا نکنه که بیدار شی کارش که تموم شد صدات بزنه واسه صبحونه…
بعدشم باهاش حساب کن
خوب بووووود نه؟؟؟
رااااااااااستی اوووووووووووووووووووووولل شدم
سلاملکم
یا علی…
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۵:
بیچاره مامانم! مهم تر از اون بیچاره زنه نداشته م!!!
صرف که نمیکنه، مجبورم، میفهمی؟!
پنچشنبه ها پنیر و خامه و ….بخر .
نون رو هم بگیر بزار توی یخچال صبح گرمش کن به همین راحتی .
حالا صبح زود ساعت یک ظهر نون گیرتون می یاد .!!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۶:
بعله ممنون از راهنمایی های خوبتون! فقط قبلش با مامانم چک کنید!
تو با این همه مشکلو بدبختی تو زندگیت چه کارااااااا که نمی کنی
خجالت نمی کشی مثلن قراره دو روز دیگه نون زنو بچه دربیاری
بهت پیشنهاد می کنم حالا حالاها زن نگیر البته فک نکنم کسی بهت زن بده(-:
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۶:
هوم!
in moshkelate layanhalet mano koshte
ina ham shod moshkel
na vaghan ina ham shod moshkel
na…
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲:
اینا هم شد مشکل؟
سلام عیدت مبارک.بجای صبحونه ،ناهار بخور مشکلت حل میشه.
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۳:
به خدا! من مشکل ندارم، بابام راضی نمیشه! نون و پنیر جمعه صبح رو اگر ۳ظهر هم که بشه باید بخوره.
با این نوشته هات چه جوری راهت دادن تو نیمروز صدا سیما!!!!!!!!! ضمنن بعضی لینکات خیلی خوبه مخصوصن دردهای خاکستری محشر بود. خصوصن کاریکلماتوراش. دوستای خوبی داری.
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۴:
خب اونجا وبلاگ که نمی نویسم، کار می کنم!:)
+خوبی از خودمه!
چه مشکل بی مزه ای…
چه دیدگاه های بی مزه تری…
قبلا بهتر نبود وبلاگت مهدی؟مخصوصا بیشتر سیاسی می نوشتی با گرایشات به اصطلاح روشنفکرانه!!!!!!
به دوربرگردون رسیدی راهنما بزن مسیرتو عوض کن..البته فقط پیشنهاد بودااا(شکلک پیشنهاد)
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۳:
هر موقه با توجه به شرایط نوشته هام فرق میکنن خب. الان شرایطی نیست بشه سیاسی نوشت. اتفاقا من فضای فعلی وبلاگم رو بیشتر می پسندم.
سلام اولا که برا آیندات خوبه
دوم :این که کعلو مه پسر حرف گوش کنی هستی
سوما : فعالیت برا ت خوبه سر حال می یای حدا قل شنبه ها که می سر بر نامه در صد اس مس ها رو درست می زنی
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴:
ببخشید اشتباه شد اون : معلومه …….. نه …….کعلو مه
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴:
بعله
منم دقیقا مشکل تورو دارم حتی بدتر . این قدر سروصدا می کنند که من کله سحر ساعت ۱۲ بیدار می کنند نمذارن راحت تا ۳و۴ به خوابم . ببین چه زنوگی سختی دارم .
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴:
والا با این نوناشون!
سلام…
یه سوال برام پیش اومده:
یک ظهر(!) نون تازه واسه صبحانه(!)؟؟؟!!!!!![تعجب]
اون نون تازه رو ساعت یک ظهر با آبگوشت و سبزی خوردن و ماست و پیاز و دوغ نعنایی و… بخورید، نمیشه؟!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵:
خب ما تحت هر شرایطی مراحل غذایی رو رعایت میکنیم! تا صبحونه نخوریم ناهار از گلو مون پایین نمیره!
مام با داداشم همین مشکلات رو داریم!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵:
:)))
۶ روز هفته رو مامان بنده خدا کله ی سحر همه این کارا رو می کنه، یه روز شما! قدر مامانه رو بدون که تو این دوره زمونه هیچ زنی واست از این کارا نمی کنه مهندس (: والاااااااااااا
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵:
به خدا… قدرشو می دونم. منم همیشه میرم اما غر میزنم فقط!
وب نداشتم ولی یه بار ازت یه چیزی خواستم فکر کنم از مصاحبه عقب افتاده بودم برام گذاشتی تو وبلاگت کلی ذوق کردم وتشکر گفتی قابل نداشت دیگه همیشه نظر میدادم و بودم یادت اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵:
هوم! یادم اومد…
حیف قسمت نظراتت پاک شده والا تابلو بودم
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶:
هوم
راستی از اقای چیتگران خبر نداری؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶:
اتفاقا یکی دو هفته پیش یهو اول صبح بود که زنگ زد. جالب بودم واسم! زنگ زد حال و احوال کرد و قطع کرد.
هستم نیستی
نیستس هستم
چه وضعشه؟؟؟(خنده)
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶:
میام نظرات رو جواب میدم و میرم.
وای چی خوب میشد اگه نانوایی ها روزای تعطیل از ساعت ۱۲کارشونو شروع میکردند
اصلا دنبال یک مغازه ۳ نبش باش نانوایی بزن.
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳:
به خدا! مشکل خرید نون نصف مردم حل میشد اونجوری!
خب زنگ بزنین دریانی واستون بیاره،هان؟!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴:
اینم یه راهشه!
سلام!روز خوش…
پیش خودم گفتم نامردیه یه مدت هر روز بیام اینجا و مطالب و آرشیوشو بخونم و اظهار وجود نکنم!!!
میگم مشکل قبلیتون که اصلا عادیه..اول شنیداریه!از شنیدن زنگ شروع میشه میرسه به ویبره!
بعد میره توی خط بینایی!
میبینی مثلا صفحه گوشیت نور میده(البته بستگی به مدل گوشی هم داره من خودم پایین گوشم یه چشمک زن میبینم) اما اینکه مرحله بعدی چیه نمیدونم!خودم فعلا در مرحله بینایی هستم!در شنیداری پیشکسوتم!
راستی شما واقعا صبحونه پنیر و کره و خامه و اینا میخورین؟!!!هر هفته؟!!!عجب!
من یه مدت بود داشتم دنبال “مرفهان بی درد جامعه” میگشتم که دقیقا به کی میگن!خب دیگه پیدا کردم…
تازه نونم میخورین!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۵:
آره! اون هم چه نونی؟ سنگگِ ۵۰۰ تومنی!
یدونم زیاد پرحرفی کردم ولی اینم باید میگفتم که یادم رفت!
شما درمورد خودت گفتی خیلی اخلاقای عجیب غریب داری ولی اونایی که نام بردی همچین خیلی هم غیر معمول نیستا…من از این آدما به پستم خورده
عادیه..اصلا عجیب غریب نبود بنظرم!!!
شرمنده اگه اولین باری همینجوری بی دعوت اومدم زیادی هم اظهاروجود کردم انگار !(آیکن اعتماد بنفس)
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:
خواهش میشه بابا! اینجا همه میزبانن!
واقعن!!!!!؟؟؟؟
عجیبه..نمی دونم چرا فکر میکنم رنج آوره این وضعیت..نمیدونم!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:
به خدا…
ما هم با دادشم از این مشکلا داریم البته اون روی خواب کم میکنه ……….الان فهمیدم همه پسرا همینجورن ……..زن که بگیری درست میشه نگار نباش
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:
شما چند بار زن گرفتی؟!
سلام خانم فتحی عزیز
(ارسال شده برای : شما , آقای آذری /آقای صالح پور/ خانم همتی)
سلام می کنم و می گم خسته نباشید به خاطر لحظه لحظه ای که برای مخاطبان زحمت می کشید و درگیر برنامه سازی هستین, خدا قوت
اطاله ی کلام نمی کنم و می رم سر اصل مطلب :
حقیقتش خیلی وقته یه ذره زیادی دل مشغولم و دلخور از دست عده ای از مخاطبان و بینندگانتون که فکر کنم فقطخودتون می تونین چاره ساز باشین
یه ری از بینندگان مدتهاست یه بازی مسخره راه انداختن و دارن با سرعت نور پیش میرن و گویا شخصیت شما و همکارانتون رو نشونه گرفتن
من اگه جای شما بودم خیلی زود یه فکزی به حال نیمروز می کردم و خیلی زود پرونده اینبرنامه رو می بستم و لحظه ای هم به این فکر نمیردم که سایت بزنم. علت این حرفهام رو هم میتونین برین از این سایتها متوجه شین. اگه می خواین به مخاطب هایی امثال من احترام بذارین بهتره خیلی زود و بی سر وصدا برین. به این پیج ها سر بزنین: facebook.alizia 1
http://alizia-gap.blogfa.com 2/
http://ali-zia.blogfa.com/ 3
و ۴٫ در آخر هم بلاگ نوشته جات که مورد آشناییه!!!
ادامه…..
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷:
ممنون
ادامه…..
یه عده آدم … نشستن از نفس کشیدن های آقای ضیا عکس می گیرن یکی نیست بگه خب که چی؟ ایشون مجری خوش سیما و توانایی هستن قبول (خدا حفظشون کنه به حق علی(ع) برا خانوادشون) مهم تر از اینها صدای زیبا و قوی ای دارن و دارن حیف میشن با این برخورد بیننده ها.
برخوردایی از بعضی مخاطبا دیده میشه که شاهدش , اون سایت ها رو فرستادم!
حالا هم که نوبت رسیده به آقای جوادزاده! یه سر برین بلاگشون متوجه عرائضم میشید. دور از ادبه ولی اونجا رو هم به گند کشوندن با اون کامنتهای پشت هم و بی ربط و …! برای من که بیشتر از ۱۰ ساله با رادیو رفیقم و بیشتر شما رو از رادیو جوان می شناسم یه ذره زور داره این رفتار مخاطبا! من که اگه جای آقای ضیا بودم تا مدتها سراغ اجرای تلویزیونی نمی رفتم(حداقل این تیپ برنامه ها) چون آسیبش به خودتون بر میگرده (از نظر من! از نظر من!لطفا به عرضشون برسونین). اگه قرار باشه سایتی هم بزنین که از الان معلومه چه اتفاق هایی رو براتون رقم میزنن تو سایت این دسته از مخاطبا!
فکر هم می کنم اگه آقای جواادزاده فکری به حال کامنتهاشون نکنن این دوستان میان سراغ وبلاگ بعدی که انتظار میره وبلاگ شما باشه
.
ادامه…
ادامه…
خوشحال میشم اگه بهترین راه روانتخاب کنین برای موفقیت های آتی خودتون.
اگر هم اشتباه می کنم که هیییییییچ…
حتما حق با گروه برنامه سازی شماست
موفق باشین در پناه مولا
ببخشید زیادی حرف زدم. نمی تونستم نگم چون شما و بنامتون رو دوست دارم.
راستی:
رااااااااااااستی!!! شرمنده آقای صالح پور باید اسم و سلام اول رو اصلاح می کردم فراموش شد
خیلی خیلی می بخشین
عذر تقصیر…
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸:
خواهش
+ ترجیح م نسبت به مسائل حاشیه ای نیمروز، سکوته!
سلام داداش. ما داریم میریم مشهد. دعایی چیزی اگه داری بگو مخصوص به امام رضا میگم.اگه بگی چی میخوای که دقیق دعات میکنم اگه هن نه میگم آقا ببین این بچه چی میخواد!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۹:
هیچ… جز سلامتی و موفقیت همه دوستان!
salam Mr.s dge dare delem vasat jiiiiiiiiiiz mishe, axe in hame dardesar va3 y nafar axe cheraaaaaaaaaaaaaaaaaa?
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۰:
واقعا چرا؟!
خب مجبوری انقد دیر بیداری شی؟ : دی
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱:
مجبور نیستم اما این حجم خواب اجتناب ناپذیره. کمبود خواب کل هفته باید یه جور جبران بشه!
مهدی ۵هزار بازدید ؟ بابا ایول ! بابا ترکوندیااااااااااااااااااااااااااااااااا
منم ذوق زده شدم ها ! : دی تا حالا انقدر بازدید کننده ندیده بودم !
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۲:
خب حالا چرا میزنی؟؟”صرف که نمیکنه، مجبورم، میفهمی؟!”"کتک نخواستیم دادا
یعنی داداش بزرگتر یا داداش کوچکتر (یا داماد سرخونه (!!!!)) نداری جا تو این کارا رو بکنن؟؟؟همش تو؟؟!!!!
در اینجور مواقعه س که به دختر بودن خودم میبالم و افتخار میکنم …دم خودم گرم که دخملم
داداشای من هیچ وقت چه روزای تعطیل چه روزای غیر تعطیل یا …(به جز مواقعی که بابام مسافرت باشه ) نون نمیخرن بابای بیچاره م خیلی مظلومه و سخت گیریشون نمیکنه…
من که نمیدونم چه راه حلی بدم!!میخای شماره ی داداشمو بدم شاید راهکاری واست داشته باشن(واسه فرار از مسوولیت)؟؟؟هااااان؟؟تعارف نکنا راحت باش
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۳:
هیشکی نیس خو! اگه به بابای من باشه که هممون گشنه میمونیم!
به نظر من خیلی بهتره که بیخیال این مشکلای مضحکت بشی و گزارش اون ۴شنبه رویایی رو بنویسی نه؟؟!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۳:
یادم رفته :)))
وای چه پسرخوبی هستی شما!!!بهت تبریک میگم که کله سحرفقط بخاطرمامانت بلندمیشی….میدونی من توی یه شهری زندگی میکنم که جووناش ساعت۱۲تازه اوج خوابشونه واگه صداشون نزنی توی خواب ازگرسنگی میمیرن!من که کم خوابشونم بازورساعت۲بیدارمیشم حالاببین خوش خواباش تاکی خوابن!؟!؟!؟!؟فکرکنم حدس زده باشی بچه چه شهری هستم……..
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۴:
امممممممممم جنوب؟
سلام. نیمروز رو دوس دارم نه به خاطر علی ضیا که به خاطر همه چیزش. همشهری جوان رو هم دوس دارم. یه سوال دارم. این آقای محبی عضو تحریریه جوانه؟ اگه هست چرا تو صفحه یادداشتا نمی نویسه. خیلی عالیه قلمش. امروزیه. کاریکلماتوراش محشر بود. بی سابقه بود تو جوان. وبلاگش واقعا همینه که لینکش کردین.؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۶:
عضو تحریریه نیست. خواننده ی پایه س! وبلاگش هم بله، همینه!
kojayi??
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۸:
تهران!
نمی خوای آپ پکنی ؟؟؟؟؟؟ به خدا به کسی بر نمی خوره هو
خو اهش می کنم شما دیگه مثل حامد جواد زاده نشید ملت و گذا شته سر کار .!!!!!!!!!!!!!
وقت کرد ی به ما هم سر بزن …
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۸:
پست هام غیرقابل انتشارن! خواستی وبمو هک کن پیش نویس ها رو بخون!
سلام
گزارش پشت صحنه ی امروز چقد باید حاشیه داشته باشه هااا….نه؟؟؟آقای ده نمکی !!!!
این حس کنجکاویم نذاشت امروز از نیمروز نگم
عرض معذرت از تو و خوانندگان این کامنت…
یا علی
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۹:
خواهش…
حاشیه؟ نه بابا، ده نمکی مرد خوبیه انصافا!
باز این نوشته ها چیه وسط پستات؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰:
نمی دونم! :(
مهدی سلام!
همچنان مشکلات مضحک وبت ادامه دارن ها!دوباره هک شد یعنی؟
این تیم سازنده ی وبت و امنیتش تو حلقم!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰:
تیم سازنده ش کجا بود؟ کار خودمه خو، امنیتش کجا بود؟
می بینی تورو خدا….مردم همینجور معروف می شن همینجور هک میشن!
نه مهدی…خطر داره مهدی!
یعنی امنیت در حد پوست موز!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰:
و حتی کمتر!
aghaye salehpour shoma mage esteghlali nisti az haghemoun defa kon farhad majidi ro biyarid hamesh vase perspolis tizere tablighati miran akhe in che zendegiye
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۱:
ایشالا همین هفته بازی استقلال و تراکتور! با مجتبی آذری میریم میترکونیم!
کجایی پسر
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۱:
همین نزدیکی ها!
آفرین!
آفرین!
همینطور ادامه بده
تو میتونی شکستش بدی!
موجه جانا هه!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۱:
موجه جانا هه!
معلومه هم چنان درگیر مشکلات مضحکیا…
بابا بیخیال شو اینقد درگیری واست خوب نیستا
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۲:
حل شدن… مشکلات بزرگتر اومدن سراغم!
آقای صالح پوور کجاهی؟؟؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۳:
اینجا
الان اون “به خدا” که تو جواب کامنتم گفتی واسه چی بود!!!!
هر چی بگه آدم یه جواب باید بدی دیگه…نه؟!!!
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۴:
آره… ترجیح م اینه همه کامنت ها ج داشته باشن.
اره تقریبن جنوبه امافکرنکنم همه جنوبیا این جوری باشن!؟!؟!؟!؟به هرحال به خودت امیدوارباش….
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۰:
هوم! بعله.
اه. این جا هم که تو نظرات اسم این رجبعلی محبی زیاده که. واقعا که. تو ه ج که همش مطالبشو چاپ می کنن فک کنم فامیل یکی شون باشه. مگه این آقا تخم دو زرده کرده یا طلا؟
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۲:
خب قشنگ مینویسه. فامیل هیچکس هم نیست. من خودم میشناسمش. پسر خوبیه و قلم خوبی داره. کارش هم جداست و مطالبش رو هنوزه که هنوز به اسم خواننده ی مجله میفرسته. این بد ه؟
شما چی رو میدونی؟
البته بهتر بود مینوشتم!
موجه معلوم هه!
این به منظورم نزدیکتر بود!
آخی….. الهی…….
زوره ها ولی.یه ضرب المثل قدیمی هس که میگه جونمو بگیر خوابمو نگیر!
ولی با غر زدن فک کنم مشکل حل بشه.من که خودم اینجوریم.غر که میزنم همچی کاری که میکنم میچسبه بهم.بخدا.
مهدی صالح پور پاسخ داده در شهریور ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳:
بعله!