مرور محصولات فرهنگی

  1. همه
  2. تئاتر
  3. سینما و تلویزیون
  4. کتاب و مجلات
  5. موسیقی
پرونده‌ای برای سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر

بعد از دو هفته سنگین، در این پست، پرونده‌ای مفصل برای سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر آماده کردم که امیدوارم در طول سال آینده که اغلب فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم فجراکران خواهند شد، مورد استفاده قرار بگیرد. هم نقدهای کوتاه خودم بر فیلم های این دوره جشنواره فیلم فجر را آوردم و هم بهترین های این دوره...

  1. راهنمای گام به گام ازدواج

    قسمت چهارم: خواستگاری
    کسانی که تازه وارد کلاس شده اند، بهتر است بروند جزوه را از اول بخوانند که پس‌فردا اشتباهی ازدواج نکنند و مهریه شان را از ما طلب نکنند! اگر نیت کرده، خودتان را شناخته و فرد مورد نظر برای ازدواج را انتخ...
    بیشتر بخوانید
  2. خاطرات دنباله دار سربازی

    اسطوره نظم و انضباط فردی؛ منتشره در همشهری داستان
    دوره آموزشی هم‌خدمتی‌ای داشتیم که اهل آبادان بود. نمی‌دانم چرا؛ ولی بدجوری با بچه‌های خرمشهری مجموعه سر ناسازگاری داشت. خرمشهری‌ها و اهوازی‌ها دوستش نداشتند و تنهایش می‌گذاشتند. او هم‌تختی من بود و در...
    بیشتر بخوانید
  3. مطالب ویژه محققان ایرانی

    محققانِ ایرانی
    هر چقدر تعداد بازدیدهای اینجا زیاد می‌شود، متعاقبش، تعداد محققینی هم که مسیرشان به اینجا می‌خورد بیشتر می‌شود. در نتیجه، تنوع کلمات جستجوشده همین‌طور بیشتر می‌شود و بامزه‌هایشان هم! اینها تعدادی از کل...
    بیشتر بخوانید

گزیده‌ی مطالب سایت‌ها و وبلاگ‌ها

آخرین یادداشت‌ها

یک تجربه؛ وکیل بگیریم حتما!

ما همیشه سعی می‌کنیم هر چقدر هم در پیچ و خم ادارات و ارگان‌های مختلف منتظر بمانیم، باز هم خودمان پیگیر کار خودمان باشیم؛ چرا که احساس می‌کنیم هیچ‌کس اندازه خودمان برای رفع مشکلات اداری، مالی و حقوقی‌مان مسلط نیست و نمی‌تواند به پیشرفت کار  کمک کند. به همین خاطر طبق آماری که یکی از وکلای برجسته کشور اعلام کرده، ۹۵ درصد مردم ایران بدون وکیل به دادگاه می‌روند و به همین دلیل، پروسه دادرسی پرونده‌ها به علت کامل نبودن مدارک و یا اظهارات مبهم و ناقص طرفین و مشکلات متعدد دیگر، سال‌ها زمان می‌برد و به قول معروف فرسایشی می‌شود. اما اگر بتوانیم کسانی که مشکلات حاد حقوقی و اداری دارند و مهم‌تر از آن اصرار دارند حتماً خودشان پیگیر کارهایشان باشند را راضی کنیم تا با صرف هزینه‌ای ولو میلیونی و بیشتر از انتظار، از وکیل و کسانی که تجربه حل و فصل پرونده‌های مشابه دارند و به قوانین مسلط هستند کمک بگیرند، هم لطف بزرگی به خودشان کرده‌ایم و هم لطف بزرگی به جامعه؛ چرا که همین پرونده‌های ریز و درشتی که در صف دادرسی می‌مانند، مانع از بررسی پرونده‌های بزرگ‌تر و اساسی‌تر می‌شود. به عنوان مثال از نزدیک شاهد بودم که یکی از پرونده‌های ساده شکایت کارگر از کارفرما که از سال ۱۳۷۵ به جریان افتاده بود، به مدت ۱۹ سال، هر سال بین دیوان عدالت اداری و وزارت کار و بیمه تأمین اجتماعی و چند نهاد ریز و درشت دیگر دست به دست می‌شد. تا اینکه بالاخره سال گذشته با کمک یک وکیل باتجربه به نتیجه رسید. آقای وکیل در کمتر از چند ماه پرونده جدیدی تشکیل داد، مدارک کامل و جامعی به دادگاه ارائه کرد و با دفاع محکمی که در دادگاه داشت، بالاخره بعد از دو دهه پرونده شکایت را حل و فصل کرد. پرونده‌ای که اگر می‌خواست با همان سیستم «کسی بهتر از من نمی‌تواند راجع به موضوعش مسلط باشد و دفاع کند، پس خودم باید پیگیر باشم» پیش برود، به ۱۳۵ هزار پرونده‌ای که سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد از سال گذشته در دیوان مانده و منتظر رسیدگی است، اضافه می‌شد و هم هزینه‌های غیرمستقیم زیادی به جامعه تحمیل می‌کرد، و هم دغدغه وجود پرونده‌ای بدون نتیجه را برای کارگرِ شاکی و کارفرمای متشاکی و قاضی پرونده‌ای که بدون شواهد و مدارک کامل نمی‌توانست حکم قطعی بدهد، ایجاد می‌کرد. منتشر شده در روزنامه همشهری

نمی‌نویسم پس نیستم! ؛ در سوگ نوشتن

یک - نوشتن همیشه برام جذاب بوده. وقتی پای کیبورد هستم و نیت می‌کنم که بنویسم، شبیه این مجری‌های خبر تلویزیون می‌شم که پشت‌صحنه خیلی بامزه‌ن و شاد و پرانرژی؛ اما به آنتن که می‌رسن، با سلام و صلوات و آرزوی فیلان در یک قالب خشک و جدی، بی‌مزه‌ترین آدم دنیا می‌شن. نمی‌دونم من خیلی این وبلاگ و کلاً نوشتن رو جدی گرفتم یا مسئله عمومی‌تر از این حرف هاست اما هر چی که هست، هیچ‌وقت توی نوشتن به ایده‌آلی که توی ذهنم بوده، حتی نزدیک هم نشدم. از روزنوشت‌های دوران دبیرستان که توی سال‌نامه‌های اون سال‌ها ثبت شدن تا نقدهای ورزشی که برای اولین دوره‌های لیگ برتر، اوایل دهه هشتاد، توی همون سال‌نامه‌ها می‌نوشتم، تا همین اواخر و دهه گذشته که بیشتر از ده تا وبلاگ عوض کردم و حتی توی تلویزیون و مطبوعات و... نوشتم، باز فاصله نوشته‌ها با ایده‌آلی که براش در نظر گرفته بودم، کاملاً دور بوده و هست. دو - از اونجایی که نوشتن‌هام توی مطبوعات، هیچ‌وقت به جایی نرسید که بخوام سرمقاله و یادداشت‌های روزانه بنویسم، و از اونجایی که نوشته‌هام توی تلویزیون بیشتر به سمت نوشته‌های غیرمستقیم و حضور توی اتاق فکر بوده، فضای مجازی تنها جایی‌ه که احساس کردم می‌تونه محل مناسبی برای دغدغه‌هام باشه؛ (البته که الان منظورم این نیست آدم دغدغه‌مند و فیلانی هستم و دلم می‌خواد منویات ذهنیم رو همه‌ی دنیا بخونن!) اعتراف می‌کنم که میل ذاتی به دیده شدن رو نه در تصویر و صدای خودم و نه در عکس‌هایی که گرفتم (البته که این رو هم بگم عکس‌های کاملاً آماتور و در اینستاگرام رو عرض می‌کنم) دنبال نکردم و همیشه خواستم اگر امکانی برای دیده شدن هست، از طریق قلم و نوشته‌هام باشه. سه - داستان وبلاگ‌نویسیِ من خیلی طولانی‌تر از این حرف‌هاست و اینجا اصلا حوصله نوشتن و تایپ خاطرات چندین بار تعریف شده‌ی شروع نوشتنم در فضای مجازی رو ندارم. فقط خواستم بگم از اسفند 89 که دامنه دوربرگردون‌دات‌آی‌آر رو گرفتم تا خرداد94 که دست اساسی به سر و روی اینجا کشیدم و تا الان که به رنک و رتبه قابل اعتنایی رسیده، هیچ‌وقت به این حجم از پختگی و تجربه کافی برای مدیریت سایت شخصی خودم نرسیده بودم و حالا تصمیم گرفتم با اومدن اردیبهشت95، بیشتر بنویسم؛ دارم عکس‌های اینستاگرام و گلچین تلگرام و منتخب ویدئوهای آپارات رو به اینجا اضافه می‌کنم تا مثل چندسال قبل، همین دوربرگردون...